جلسه ۸
8سؤال: ...؟
جواب: بله آن هم همین طور است. اینی که هست یعنی شما در نه سالگی دیگر باید محکم بگیری قضیه را که دیگر این عادتش بشود و شروع کند به نماز خواندن
سؤال: این به خاطر این است که تمرین است یا اینکه تکلیفش را انجام بدهد؟
جواب: نه، این نه اینکه بخواهد تکلیف انجام بدهد. منظور من این است که این تکلیفی که الان شارع آمده روی نه سال، تکلیفی نیست که گلویش را بگیرد و فرض کنید اگر نمازش را نخواند بیاندازدش در جهنم! این منظور من است.
سؤال: عقاب اُخروی ندارد
جواب: خب همین، عقاب اُخروی نداشت؟ ما که تکلیفی نداریم. ما که چند جور تکلیف نداریم. آقا اگر نماز واجب است پس بر مخالفتش عقاب است. حالا فرض کنید اگر تکلیفی باشد، در مورد نماز که هیچی. در مورد روزه، اگر افطار روزه در ملاء عام موجب حد است، فرض کنید اگر یک دختر نه ساله یا ده ساله یا دوازه ساله روزهاش را افطار کرد، باید او را حدّش بزنند؟ حالا دنیویاش را شما چه میگوئید؟ یا اینکه اگر دو بار تکرار شد دفعۀ سوم اعدام میکنند؟! ها؟!
بنده سراغ دارم آقا پسر چهارده سالهای و بالاتر، این روزه میگرفت. یکی از این شکلاتها خریده بود، طاقت نیاورد تا افطار نگه دارد، دیدم یواشکی و دور از چشم مادرش رفته پشت درخت و دارد این شکلات را میخورد! بابا بچهای که نتواند دو ساعت دیگر تحمل کند و شکلات توی جیبش را[یواشکی بخورد،] حالا چهارده سالش هم هست، تا وقتی که نتواند تحمّل کند و آن احساسات صباوت و طفولیّت غلبه کند، شما او را اعدام میکنید؟! حالا این پسر نباشد و دختر باشد، مثلاً سیزده سالش هم هست و از طمثش هم چند سال میگذرد، خب این دیگر مشخص است. و با چشم خودم دیدم یک دختری را که یک بسته بیسکویت موزی دستش گرفته بود و سرش را باز کرده بود و به مادرش این طور میگفت: یا باید فلان کار را بکنی یا اینکه الان آن را بر میدارم و میخورم! دو سال هم از طمثش گذشته بود! با چشم خودم دیدم! و داشت آن را میخورد ها! مادرش آن قدر قربون صدقۀ او رفت و گفت باشد انجام میدهم...! حالا به این دختر حد میزنند؟! آقا هشتاد تازیانه به او میزنند بخاطر افطار صوم؟! و اگر دو دفعۀ دیگر تکرار بکند حتماً دفعۀ سوم او را اعدام میکنند؟! هان؟! دفعۀ سوم اعدام است؟! آخر این چه چیزی است که اصلاً جاهل و عالم، عامی و دانی، همه میخندند بر یک همچنین حکمی؟!

