جلسه ۸
6اما اگر فرض کنید یک صَبی شُرب خمر کرد شما هشتاد تا تازیانه که به او نمیزنید، این را در اینجا تعزیر میکنید، تعزیر میکنید از باب تنبیه یعنی- دقت کنید نکتۀ دقیق اینجاست که میخواهم عرض بکنم- بواسطۀ عدم ترتّب مفاسد اجتماعی و بواسطۀ عدم ترتّب مفاسد شخصی بر خود این بچه، بدون توجه به جهت عقاب و بدون توجه به جهت تکلیف و بدون توجه به جهت تعلق احکام، بدون آن اقتضاء میکند که، همین طور رعایت مصالح و مفاسد اجتماعی و همین طور رعایت مصالح و مفاسد شخصی خود این بچه اقتضاء میکند که انسان بوسیلۀ اموری که صادّه و مانعه هستند از وقوع در مهلکه، شما به واسطۀ این جلوگیری کنید. همان طوری که فرض کنید من باب مثال رعایت اموال یتیم لازم است و انسان باید از وقوع این اموال در تهلکه احتراز کند، جلوگیری کند، همین طور مصالح شخصیۀ این صبی و همین طور مفاسد اجتماعی و مصالح اجتماعی اقتضاء میکند که از این امور شما جلوگیری بکنید.
فرض کنید یک بچۀ شروری است که بلند میشود سنگ به این طرف و آن طرف پرتاب میکند شما باید دو تا تو گوشش بزنید تا اینکه این مزاحم افراد دیگر نباشد، همین قضیه در مورد مجنون هم هست. مجنون را واجب است انسان در قید کند در وقتی که عدم قید و آزادی او موجب ایذاء بر افراد باشد، این از باب ایذاء بر افراد است. و همین طور صبی را انسان باید فرض بکنید که مقید کند و تنبیه کند در صورتی که اعطاء آزادی و حریّت به صبی موجب ایذاء افراد باشد. پس بواسطۀ عدم وقوع مفاسد اجتماعی و مصالح اجتماعی و بواسطۀ وقوع و عدم وقوع، اولاً لازم است که این صبی تأدیب بشود. ثانیاً برای اینکه خود این صبی تربیت بشود و به یک انسان فاسد تبدیل نشود اقتضاء میکند که در این جا انسان جلوی حرکات نامناسب و تعدی این صبی را بگیرد و او را به یک تربیت صحیحی به خاطر خود او بار بیآورد.

