جلسه ۸
4... از باب اینکه حکومت باید هر حقی را به صاحبش برساند از این باب حق دارد که بیاید و افراق کند و بگیرد و تقسیم کند و برساند. قصد قاصد و ارادۀ مرید در اینجا شرط نیست.
اما یک قسم احکام داریم که این احکام احکامی است که تکلیف در آن احکام شرط نیست ولی اراده در آن احکام فرض کنید که دخالت دارد. یک احکام وضعی است که، یا اینکه فرض کنید حتی احکام تکلیفی که تکلیف بعنوان آن معنای مصطلح در آن جا دخالت ندارد بلکه نفس اراده در آن جا است، فرض کنید احکامی که متعلق است بر صَبی، صبی ؟، خب این احکام بنا بر آن قول اَصح، ثواب بر اینها مترتب میشود گرچه اینها مکلف نیستند و بر عدم اِتیانش هم عقابی تعلق نمیگیرد. ولی در هر صورت این صَبی باید اراده بکند تا اینکه این ثواب بر او تعلق بگیرد. یعنی بچۀ ده ساله یا نه ساله با ارادهاش میرود وضو میگیرد و میآید نماز می خواند. حالا اگر این صَبی توی خواب- خیلی بچهها هستند توی خواب کارهایی را انجام میدهند- توی خواب فرض کنید بلند شد نماز خواند، آیا بر این ثواب تعلق میگیرد؟ نه، این یک عمل غیر اختیاری است که خب آدم بزرگ هم انجام میدهد و بچهها هم انجام میدهند. یا اینکه فرض کنید که اگر نکاحی در صباوت واقع شد، خب در این جا احکام وضیعه از حرمت و امثال ذلک مترتب بر او است. مثلاً یک بچۀ ده سالهای، دوازده سالهای این در اینجا نکاحی کرد خب احکام نکاح بر آن مترتب میشود و بار میشود. یا اینکه فرض کنید که اگر همین بچه عمل خلافی انجام داد از باب حرمت اخت و اُم و امثال ذلک، این احکام بر آن مترتب میشود، بلوغ در اینجا شرط نیست. ظاهراً فقط یکی یا دو نفر حکم به عدم ترتّب کردند، این طور که در ذهن من است، خیلی وقت پیش این را دیدم، نمی دانم ابن ادریس بود، ابن زهره بود، کی بود که اینها[حکم به عدم ترتب کردند.] در ریاض هم مرحوم سید علی، صاحب ریاض، ایشان هم در آنجا بحث مفصلی دارد، ظاهراً در آنجا مثل اینکه قائل شده بود که یکی دو تا از فقهاء ظاهراً این را...، آنها هم همانهایی بودند که به نظر میرسد که مذاق اهل تسنن داشتند که آنها حکم به عدم ترتّب احکام نکاح و اینها کردهاند. این هم یک دسته از احکامی که خب بر این...

