جلسه ۶
7راجع به مسأله با توجه به خصوصیت این روایات و روایاتی که مربوط به تکلیف بود، اگر ما دقت بکنیم یک معنایی در اینجا اولاً بلا اوّل به نظرمان میرسد، حالا صرف نظر از روایاتی که دلالت بر تمرین میکند که اینها را هم ذکر میکنیم، و آن این است که امام علیه السلام و به طور کلی شارع، هیچ وقت شارع در مقام جعل حکم، تعیین موضوع نمیکند، یعنی یا اینکه باید موضوع از موضوعاتی باشد که آن موضوع، وضعش و رفعش به یَدِ شارع است یا موضوع اگر این طور نباشد که وضعش و رفعش به ید شارع است و از موضوعات خارجی است، امام علیه السلام در مقام تعیین موضوع هیچ وقت نمیآید مطلبی را بیان کند، مطلب امام مثل سایر موارد، فقط عنوان مُشیر دارد و حکایت میکند از یک قضیة خارجیّه.
در قضیۀ بلوغ اتفاقاً مسألۀ بلوغ از آن مواردی است که قطعاً دست شارع وید شارع هیچ دخالتی در این مسأله ندارد، یک وقتی فرض کنید من باب مثال در مورد مسافر می گوییم صلاة و صوم مسافر چه قسم است، مسافرت را شارع میآید در اینجا تحدید میکند میگوید مسافرت در صورتی است که اربعة فراسخ ذهاباً و اربعة فراسخ ایاباً، این در اینجا محقق باشد، این را میگویند مسافر. خب در اینجا ما میتوانیم بگوئیم شارع آمده و آن مسافرت خارجی را به یک صورت غیر قابل خدشه و غیر قابل نقاش مطرح کرده، حالا بعضیها میگویند آیا شارع خودش در اینجا اعمال رویه کرده در تحقق موضوع یا اعمال نکرده؟ حالا این خیلی چندان مسأله مهم نیست، بنا بر نظر ما شارع در اینجا آمده فقط حکایت کرده از آن مسافرت و از این قضیۀ خارجی و یک مسألۀ عرفی، منتهی برای رفع اختلاف و تردید یک حدی را بیان میکند یا اینکه مثلاً فرض کنید که در باب اتصال در صلاة جماعت، خب اتصال یک امر خارجی است، یک قضیة خارجیه. بین مأموم و بین امام باید اتصال باشد. حالا شارع در اینجا برای عدم اختلاف، که اختلافی نباشد میآید تحدید میکند میگوید مثلاً یری الامام او یری من یری الامام، اینکه میفرماید یری الامام او یری من یری الامام، این نه به عنوان یک مسألۀ متشرعه است و یک حقیقت شرعیه است که شارع جعل موضوع اتصال کرده در ایتمام، نه، شارع آمده یک قضیۀ خارجی را بیان کرده، شارع گفته که فرض کنید که همین اتصال به چه میگویند، اتصال به این میگویند که انسان به یک شخصی که به او ایتمام میکند، یا او را ببیند یا اگر او را نمیبیند، از یک اتصالی یری من یری الامام، او امام را ببیند. حالا اگر این یری من یری الامام یک واسطه پیدا شد، یری من یری من یری الامام، اگر این طور بود، آیا این دیگر در اینجا مخلّ به اتصال است؟ نه، این مُخل نیست، منظور شارع این است که این اتصال محقق باشد، حالا یا بلا واسطه یری الامام یا با یک واسطه یری من یَرَی الامام یا با دو واسطه یا با سه واسطه من یری من یری من یری من یری الامام، این دیگر...، حالا بعضیها میآیند این را یک قضیۀ شرعیه میگیرند، یک حقیقت شرعیۀ مجعولۀ وضعیۀ من ناحیة الشارع میگیرند و میگویند اگر فرض کنید که یک واسطه در اینجا خورد، این اتصال به هم میخورد، این نیست قضیه.

