اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶

0
فقه

متاسفانه جلسه پنجم بحث بلوغ دختران ضبط نشده است

نسخه عربی

جلسه ۶

3
  • این روایت روایتی است که حضرت در اینجا اقامۀ حد را می‌فرمایند و وقتش را احتلام و انبات شعر ذکر می‌کنند و همین طور در مورد جاریه هم می‌فرمایند که اگر ٩ سال از او بگذرد و ازدواج بکند، می‌شود که مالش را به او داد و...، یک قدری آدم خنده‌اش می‌گیرد! یعنی واقعاً بچۀ نه ساله...؟ عرض کردم این روایت‌ها را بایستی که معنا کرد. فرض کنید که یک دختر نه ساله وقتی که ازدواج می‌کند این دیگر از یتم می‌آید بیرون و می‌شود که مالش را بهش داد! می‌توانیم بگوییم این به واسطۀ ازدواجی که می‌کند با یک فرد رشید، آن فرد ولایت این اموال را بدست بگیرد ولی یک دختر نه ساله را که ما داریم می‌بینیم این اینقدرش هست[(خیلی کوچک است)] چطوری آدم بیاید این مال را بدهد دستش؟ فرض کنید بیا این صد میلیون مال تو است! می‌گوید پفک می‌خرم در اتاق...! تمام حیاط خانه را پر از آبنبات چوبی می‌کنم 

  • سؤال: ...؟

  • جواب: آقا حضرت زهرا را چه می‌گویی؟ او که از همۀ پیغمبران...! نه بابا جان این حرفها چیه؟!

  • یکی نقل می‌کرد، از این پیر زنهایی که ما سابق بچه بودیم دیده بودیم، می‌گفت وقتی که من ازدواج کردم شوهرم من را بغل کرد آورد گذاشت بالا! خوابم برده بود یک جا! مثلاً عروسی است و فلان و چی و...! یعنی اینقدر بچه بوده! نه سالش هم بوده! چند شب پیش رفته بودیم یک جا عقد بخوانیم. برادر داماد نشسته بود کنار ما و یک دختر کوچکِ یک ساله هم بغلش بود، بچۀ خواهرش بود. یکی آنجا به ما گفتش که حاج آقا شما نمی‌خواهید یک همچنین چیزهایی بغل بکنید؟ خب ما که بچۀ کوچک نداریم، خلاصه به هر صورت روایتی است که حالا بایستی دوباره بر‌گردیم. منتهی حالا خب می‌خوانیم و مواردی را که جای تأمّل دارد آن موارد را عرض می‌کنیم تا رفقا روی اینها مطالعه کنند تا اینکه به یک نحوی راجع به اینها چاره‌ای پیدا بکنیم.