جلسه ۶
13حالا شارع چرا این کار را کرده؟ این مسألۀ من است. حالا این روایات و آن روایات تمرینی را مطالعه بکنید تا فردا بیاییم و راجع به اینها صحبت کنیم. مطلبی را که امروز من خواستم بگویم این است که در آن موضوعاتی که در دست شارع نیست و شارع نمیتواند در حدود آن موضوعات دخل و تصرف بکند، اگر شارع آمد در آن موضوعات حدودی را بیان کرد ما چه استفاده ای در اینجا باید بکنیم؟ فرض کنید که من باب مثال شارع بیاید راجع به خمر حدود بیان کند، خب دست شارع نیست که بیاید خمر را بیان کند، خمر یک مسألۀ عرفی و روشن است. شارع بیاید راجع به جنون، حدود بیان کند. جنون به آن حالتی گفته میشود که صحیح را از سقیم، باطل را از حق، مسائل را تشخیص ندهد، خب ما میبینیم که تشخیص جنون و عقل این یک مطلبی نیست که در دست شارع باشد. بله، شارع فقط میآید خصوصیت و مراتب عقل را بیان میکند، امّا اگر فرض کنید که من باب مثال شارع نمیآمد بگوید که العقلُ ما عبد به الرحمان و اکتسب به الجنان شما این مطلب را نمیفهمیدید؟ نمیخواهم بگویم شما نمی فهمیدید، قابلیت فهم را داشتید اگر چه نمیفهمیدید، شارع میآید کشف میکند
سؤال: ...
... موضوع خارجی را دارد تعریف میکند،
سؤال: ...؟
جواب: نه، بلحاظ حکم نیست. میخواهد بگوید بلوغ چیست، ما حد البلوغ؟ نمیخواهد بگوید حکم را. حضرت میفرمایند الحد البلوغ آن حدی است که بشود بر این حدّ جاری کرد. یا البلوغ اِذا احتَلم یا بلوغ دختر إذا بلغت تسعهُ، ما میخواهیم بگوئیم اصلاً شارع حق دارد حد بلوغ را تعیین بکند یا نه؟ حق ندارد
سؤال: حق دارد و میخواهد موضوع خودش را معین کند
جواب: من کاری...، میدانم میخواهد حکم را بیان کند، شارع بی جهت نمیآید بیان کند. امّا اگر شارع آمد در یک جا حدّ بلوغ را بیان کرد، ما آن را به عنوان یک مسئلۀ موضوعۀ مجعولۀ من قبل الشارع باید بدانیم یا اینکه شارع به عنوان اَحدٍ من العقلا دارد در اینجا تعریف میکند؟ این است منظور من که یک وقتی موضوعات، موضوعاتی است که رفع و وضع آن به ید شارع است، حرفی نداریم. یک وقتی موضوع اصلاً دست شارع نیست، قضیةٌ خارجیه. وقتی قضیةٌ خارجیه باشد شارع اصلاً نمیتواند در اینجا بیاید بیان کند، خودش جعل کند، اِلاّ به عنوان کاشف، اِلاّ به عنوان احدٌ من العقلاء. شارع به عنوان احدٌ من العقلاء بیاید و بگوید آقا بلوغ همان بلوغی است که شما میدانید منتهی من این بلوغ را میآیم تعیین میکنم برای اینکه اشتباه واقع نشود. یکی نگوید این جور و یکی نگوید آن جور، فردا حرف در نیاید، این است منظور. این مقدمّۀ اوّل است، حالا مقدمات دیگری دارد که عرض میکنیم تا اینکه بیاییم ببینیم این روایاتی که در اینجا باعث بعضی از اشکالات ممکن است بشود...

