اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶

0
فقه

متاسفانه جلسه پنجم بحث بلوغ دختران ضبط نشده است

جلسه ۶

11
  • سؤال: ...؟

  • جواب: آخر صحبت بر سر این است که عرف داریم تا عرف، یک عرف الاغ است که خب بلند می‌شود می‌آید این کار را می‌کند، آن کار را می‌کند، دیگر برای همین عرف کذا می‌آیند چکار می‌کنند، البته خیلی معذرت می‌خواهم، خیلی معذرت می‌خواهم، آن چیزی که ما دیدیم زمان مرحوم آقا و پدرمان دیدیم که برای مرغ و خروس خواندن خانه‌شان تلفن به آقا می‌کردند، آن هم ساعت چهار صبح، قبل از اذان که مرغ خانۀ ما مریض شده شما چه...؟! شوخی نمی‌کنم ها! که گربه مریض شده، سینه‌اش گرفته، موقع اذان صبح تلفن می‌کنند از آقا سؤال بکنند! برای این عرف الاغ باید هم بیایند این را تعیین بکنند و آن را تعیین بکنند تا تخطی نکنند. آقا پانزده سال، بیست سال برای همین افراد صحبت می‌کنند، حرف و هزار تا برنامه برای اینها نقل می‌کنند بعد سر یک مسألۀ کوچک به بنده تلفن می‌کنند از آقا سؤال کنید این کار را بکنیم یا نکنیم؟ احمق نمی‌فهمد که این تلفنی که هزار نفر دارند می‌شنوند و بعد هم محذوراتی که خود ایشان دارند، حالا چه کسی دارد این کار را می‌کند؟ آدم شصت ساله، آدم شصت ساله دارد یک همچنین کاری می کند! خب برای یک همچنین افرادی...! ایشان می‌فرمودند: آقا ما مطلب را گفتیم بروید عمل کنید، ما مطلب را برای همه بیان کردیم، برای این افراد...، آقا این کار را اینجا بکن، آقا این کار را اینجا نکن، آیا قاشق را که بدست می‌گیریم قاشق را به دست راست بگیریم یا به دست چپ بگیریم؟ آقا او به دست چپ می‌گیرد کافر شد! بیرونش کنید! آقا او چنگال را از آن طرف گرفت بی دین شد! لا مذهب شد! قاتل شد! محارب امام زمان شد! این ...! این چیزهای عجیب و غریبی که واقعاً به فکر هیچ ننه قمری نمی‌رسد ما از همین افراد و عرف می شنویم، دست این عرف را باید گرفت در هر قدمی و باید گفت این کار را بکن و...! این حرفها چیست آقا؟ عقلا و افرادی که اینها سرشان بر تنشان می‌ارزد و اهل...، حالا این آقا که این کار را می‌کند اگر در یک قضیه، معامله و اینها باشد چنان می‌رود حساب برنامه‌هایش را می‌کند، آن چک را از آن بگیر، آن را از آن بگیر، من آن را قبول ندارم، آن را فلان دارم و این را این طوری ماده می‌گذارد، حالا همین آقا در معاملات کذا یک هم چنین عملیاتی انجام می‌دهد و...، آن وقت در یک قضایای بسیطی که اصلاً باید از آن بگذرند، اصلاً توجه نکنند، آن عقلی که آنجا به کار برده، اگر بخواهد یک دهم آن را در اینجا به کار بگذارد می‌بینیم یک چیزهای مسخره‌ای که اصلاً یضحک به الثکلی، این چیزها را می‌آیند مطرح می‌کنند...، آقا اگر غروب این قدرش زرد بشود و این قدرش آبی بشود، نمازمان اللَه اکبرش...! یک چیزهایی اصلاً می‌آیند و می‌پرسند که واقعاً فقط بر این مصیبت باید گریه کرد که چه مسائلی...! آن وقت در این مسائل آسان و بدیهی که...! حالا دو دقیقه دیرتر نمازت را بخوان، تمام ملائکه همه دست به کمر ایستاده‌اند که آقا همان سر وقت، یک ثانیه این طرف و آن طرف نکند...!