اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶

0
فقه

متاسفانه جلسه پنجم بحث بلوغ دختران ضبط نشده است

نسخه عربی

جلسه ۶

1
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  •  

  • دیروز بعضی از روایاتی که راجع به شرطیت عقل در تکلیف بود از کتاب کافی و تهذیب و من لایحضره الفقیه عرض کردیم.

  • یک روایتی هست در محاسن، روایت احمد بن محمد بن خالد برقی است، عن علی بن حکم عن هشام قال ابو عبداللَه علیه السلام: لَمَّا خَلَق اللَه العقل قال لهُ اَقبِل فاَقبلَ ثم قال لَهُ ادبر فاَدبَرَ ثُمَ قالَ و عِزّتِی و جلالی ما خلقتُ خلقاً هو اَحَبُّ الَیَّ منکَ بِکَ آخُذ بکَ اُعطیِ و علیکَ اُثیبُ خب این ظاهراً تأکید بر اختصاص تکلیف به عقل هم می‌کند چون بِکَ مقدم شده و علیکَ و اینها، اینها همه دال هستند[بر شرطیت عقل] از نقطه نظر ادبی.

  • روایت دیگری هست از عبداللَه بن ولید رسافی عن ابی جعفر علیه السّلام قال فی حدیثٍ اوحَی اللَه اِلی مُوسی اَنَا اُآخذ عبادی علی قَدر ما اَتیتهم مِن العقل. این معنای اَنَا اُآخذ عبادی علی قَدر ما اَتیتهم مِن العقل این هم در اینجا روایت مهمی است که در جنب روایتی که دیروز عرض شد این روایت هم مورد دقّت قرار خواهد گرفت.

  • روایت دیگر روایت ابی بصیر عن ابی عبداللَه علیه السلام- این روایتها را از مقدمۀ کتاب طهارت وسائل که از مقدمۀ عبادات هست نقل می‌کنیم- عن ابی عبداللَه علیه السلام: انَّ اللَه خلَق العقل فقالَ لهُ اَقبل ثم قال لهُ اَدبِر ثُمَ قالَ لهُ ؟ ثم قالَ لا و عزتی و جلالی ما خلقتُ شییءً اَحَبُّ الّیَ مِنک لکَ ثواب و علیکَ العقاب.

  • روایت دیگری هست که آن هم روایتی است که [شخص ائمه] بیان نشده اما روایت نظیر اوست که می‌فرماید: بک آخُذ و بکَ اُعطی.

  • این روایاتی است که راجع به شرطیت عقل در تکلیف، در اینجا مطرح می‌شود. البته در بعضی از اینها صراحت در دخالت عقل در تکلیف بود. در بعضی از اینها مراتب عقل و مراتب تکلیف را داشت مانند روایتی که دیروز خواندیم و همین طور روایتی که روایت محمد بن سلان از عبداللَه بن ولید از امام باقر علیه السلام است که می‌فرماید: انا اُآخذُ عبادی علی قَدرِ ما اَتیتُهُم مِنَ العقل من مواخذه می‌کنم، مواخذه می‌کنم یعنی آنها را اخذ می‌کنم، مورد خطاب و عتاب قرار می‌دهم به آن مقدرای که به آنها عقل دادم، به آن مقداری که به آنها بصیرت دادم و بینش دادم.