جلسه ۶
9امّا اگر فرض کنید که من باب مثال مطلب این طور نبود، میگفتیم که اگر پسر به ده سال برسد میتواند ارث ببرد، خب ارث بردن نیاز به بلوغ و عدم بلوغ ندارد، یک مالی است که از یک شخصی منتقل میشود، بعد شارع میآید بیان میکند میگوید این مالی که به دست این پسر ده ساله میرسد باید ولیّ او بیاید و قیام به تدبیر او بکند، در اینجا مشکلی پیش نمیآید. مثل اینکه بگویم به مجنون[ارث می رسد.] مگر الآن جنون مانع از ارث است؟ اگر فرض کنید یک فردی از دنیا برود و یکی از پسرهایش دیوانه باشد، خب دیوانه باشد به اندازۀ بقیه سهم همین مجنون است منتهی این مجنون حق تصرف در مال را ندارد باید ولیّ و قیّم او بیاید تصرف بکند، جنون که مانع از ارث نیست. در اینجا شارع میتواند یک حدی را تعریف کند. یعنی در احکامی که عقل، جسمیت، قدرت، توان و...، اینها در ترتب آن احکام دخالتی ندارد، هیچ دخالتی ندارد.
فرض کنید که من باب مثال در مورد مسألۀ ازدواج، در آنجا اگر فرض کنید که یک شخصی دیوانه بود، حالا دیوانه حق ازدواج ندارد؟ نه، حالا یک کسی، زنی میگوید من دوست دارم با این دیوانه ازدواج کنم، شارع در اینجا جلوی او را نمیگیرد، می گوید این عقل ندارد ولی چیزهای دیگر که دارد، میل تو است، بفرما اشکالی ندارد با او ازدواج کن، خودش می داند. اینی که این جنون بیاید مانع از ازدواج بشود، نه، این مانع از ازدواج نمیشود.
امّا یک وقتی ما میخواهیم بگوییم که [اگر این صبی فلان] عمل را انجام بدهد [باید] حدّ به او جاری کنیم، یعنی چه؟ یعنی هشتاد ضربه تازیانه به او بزنیم یا اینکه اگر یک شخصی را کشت تعمداً، باید اعدامش کنیم، مسأله این است، نه اینکه فقط مسأله عبارت از این باشد که اگر در یک حدّی باشد ارث به او برسد یا ازدواج بتواند بکند یا از اموالش خمس داده بشود یا زکات داده شود، این نیاز به بلوغ ندارد، اگر یک صبی باشد، ده ساله باشد، پنج ساله هم باشد و یک ملکی داشته باشد به حد حصاد که میرسد باید ولیّ او بیاید خمس و زکات را دفع بکند، این به بلوغ کاری ندارد. مجنون باشد و ملک داشته باشد ولیّ او باید بیاید دفع زکات بکند و این نیاز به عقل و... ندارد.

