اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۴

0
فقه

جلسه چهارم - بلوغ دختران

جلسه ۴

6
  • حالا ما می‌بینیم که اصلاً در صلاة، تهیؤ جسمانی شرط نیست، چون صلاة عبارت است از یک فعل عبادی که با شرایط مختلف ساقط نمی‌شود. صلاة در حال صحّت و در حال استقامت به یک کیفیت است، صلاة در حال حضر به یک کیفیت است، در حال سفر به یک کیفیت است، در حال مرض به یک کیفیت است، مستلقیاً به یک کیفیت است، صلاة خوف و مطارده به یک کیفیت است، صلاة غرقی هم به یک کیفیة اُخری، صلاة لا یُترک بحال، صلاة لا یُسقط بحالٍ. این صلاة که لا یَسقط و لا یُترک، این معنایش این است که این حقیقت عبادت، تهیؤ جسمانی در آن شرط نیست. فقط هم این قدر عقل داشته باشد، این عقلی که تشخیص بدهد، این را داشته باشد این دیگر کفایت می‌کند، این دیگرتهیؤ جسمانی شرط نیست.

  • ما می‌بینیم بعضی از این تکالیف علاوه بر اینکه در آن عقل شرط است، علاوه بر اینکه تهیؤ جسمانی در آن شرط است، علاوۀ بر این، یک شرایط دیگری هم در آن شرط است، مثلاً فرض بکنید در مورد حج، یعنی شرایط و جوانبی هست، استعداد سفر در آنجا شرط است، تخلیة السرب در آنجا شرط است، راه باز باشد، ذخر و قوت برای سفر داشته باشد، تهیؤ جسمانی هست مریض نیست خیلی هم قوی است ولیکن قوت سفر را ندارد، این معنایش این است که شرایط دیگر محقق نشده. قوت سفر را دارد تخلیة السرب نیست، در اینجا باز شرایط [دیگر محقق نشده.] هم قوت سفر دارد هم شرایط جسمانی او آماده است و هم تخلیة السرب است، تمام اینها هست ولی مریضی هست که در اینجا این فرد ممرض برای آن مریض است، باز در اینجا آن شرایط وجود ندارد. پس بنابراین تکلیفی که در اینجا در مورد حج آمده است این تکلیف فقط بر عقل و شرائط جسمانی تعلق نمی گیرد، این در اینجا بر یک موضوعی تعلق می گیرد که این موضوع من حیث المجموع مقتضی اجتماع شرائط مختلفه است اگر این شرائط مختلفه اجتماع پیدا کرد، الان موضوع در اینجا محقق است و آن موضوع عبارت است از آمادگی و تهیؤ حاج و مکلف برای مکه. این تهیؤ یقتضی عِدّة شرایط و عِدَّة لوازم را. تخلیة السرب است، استعداد بدنی است، عدم ممراضیت است، صحت است، قوت است، عدم وجود امر اهّم است مثل اینکه مریضی را ممرض می‌کند و امثال ذلک یا اینکه مریض را ممرضیت نمی‌کند ولی در اینجا پدرش یا مادرش یا کسی که مَن یتکفّلُ به، تمام اینها افرادی در این جا هستند که اگر این برود اختلالی در وضع آنها پیدا می‌شود، تمام اینها موجب می‌شود...، مثل اینکه فرض کنید که اویس اگر بخواهد برود مکّه، مادرش دیگر کسی را ندارد که به او برسد، مادرش مریض هم نیست ولی چون کسی را ندارد ممکن است یک مشکلی در اینجا پیدا بشود، در این صورت باز حج در اینجا ساقط می‌شود. پس ببینید تکالیفی که هست این تکالیف شرایط مختلفی را می‌خواهد.