جلسه ۴
5حالا اگر این تهیؤ جسمانی برای امام علیه السلام محقق شد مانند بقیۀ افراد که آن بقیۀ افراد در سنین تعلق تکلیف به صوم، اگر مریض شدند مشمول خطاب آیۀ شریفۀ أَيّٰاماً مَعْدُودٰاتٍ فَمَنْ كٰانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيّٰامٍ أُخَرَ... ﴿البقرة، ١٨٤﴾ ... وَ مَنْ كٰانَ مَرِيضاً أَوْ عَلىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيّٰامٍ أُخَرَ... ﴿البقرة، ١٨٥﴾ میشوند. این صورتی است که تهیؤ بدنی و جسمانی برای صوم حاصل بشود بعد مرضی پیدا بشود، سفری پیدا بشود، مثل اینکه امام علیه السلام مسافرت کند، چطور اینکه اگر حضرت بخواهد مسافرت بکند باید روز دیگری را قضا کند و روزهاش را در امروز بشکند و افطار کند، این هم همین طور است. اگر تهیؤ جسمانی پیدا بشود و امام علیه السلام مریض بشود و نتواند روزه بگیرد باید یک روز را قضا کند. اگر توانست قضا بکند فبها والاّ اگر نتوانست قضا کند تا سال بعد، باید کفاره بدهد مثل بقیۀ افراد، از این جهت[امام و غیر امام] فرقی[با همدیگر] نمیکنند.
این غیر از این است که ما بگوئیم این امام علیه السلام وقتی که به مرتبۀ امامت رسید صوم هم بر او واجب میشود در حالیکه نمیتواند روزه بگیرد، روزه فرض کنید که از سحر است تا غروب آفتاب، اگر هم بخواهد نان و فجل بخورد مثل آقای حداد که دیگر خیلی عالی میشود! نان و سبزی بخورد که دیگر اصلاً نمیتواند روزه بگیرد!
بعضی از احکام شرطشان استعداد جسمانی است. یکی از این احکام، جهاد است. جهاد علاوۀ بر عقل، شرطش بلوغ جسمانی هم هست. جسم آمادگی برای جهاد داشته باشد، حالا اگر جسم آمادگی نداشت، انسان مریض بود، اصلاً حکم به جهاد نیست، اصلاً تکلیف به جهاد نیست. اصلاً انسان بیمار بود انسان ضعف داشت، حکم به جهاد نیست. مثل اینکه فرض کنید که...، اینهایی که عرض میکنم میخواهم به آن نکتۀ بعدی که ذالمقدمه است برسم ها، مثل اینکه فرض بکنید که شیخ هَرِن تکلیف به جهاد ندارد، مریض نیست ولی ضعف دارد، اگر یک شخصی شیخ هرن بود، شیخ بود، پیر بود، صد و بیست سال سنش است ولی خیلی قشنگ میتواند جهاد بکند مثل افراد عادی، جهاد برای او واجب است. تکلیف به جهاد میآید. پس شرط جهاد، عقل تنها نیست، آن تهیؤ جسمانی هم ضمیه میشود برای این.

