جلسه ۳
4در لسان العرب میفرماید که اَلشِّدَّة اَلقُوَة وَ الجَلادَة و الشَدید الرَّجُلُ القوی بعد میآید پایین تا میفرماید که وَ الاَشُد مَبلَغُ الرَّجُلِ اَلحُنکة و المَعرِفه این که مرد به مرتبۀ حُنکَه و معرفت برسد که حالا حُنکَه معنا می شود: مرتبۀ تجربه، مرتبۀ بصیرت در امور را می گویند حنکه. در اینجا دربارۀ حُنکَه میگوید اَلحُنکَة اَلسنِ، هم به سن گفته میشود و هم به تجربه گفته میشود وَ البَصَرُ بالامور، بصیرَتِ بالامور را میگویند حُنکَه، حَنکَتهُ التَّجارب و السَّن هَذَّبَتهُ. حَنکَتهُ: وقتی که یک کسی سنش زیاد میشود افتاده حال میشود، متواضع میشود، همین طور وقتی تجربۀ انسان بالا میرود انسان تهذیب پیدا میکند.
اَزهری میگوید که حَنکَتهُ السَّن اِذا ثبَتَت اَسنان الَّتی تسمّی اَسنانُ العقل وقتی میگویند سن، او را [حنک] کرد یعنی آن دندانهای عقلش در آنجا در آمد، یعنی به مرتبۀ تعقل رسید. حَنکَتهُ السَّن اِذا اَحکَمَتهُ التَّجارِبُ و الاُمُور، سن، او را حَنَک نمود یعنی تجارُبی که به واسطۀ سن برای او پیدا میشود او را به مرحلۀ اِحکام رساند، به مرحلۀ اتقان رساند.
لِیث در اینجا می فرماید: یَقُولونَهُم اهل الحَنَکِ و الحِنکَ و الحُنکه ای اَهلُ السَّنّ و التّجارُب، به تجربه میگویند. حَنکَتکَ الامور اَی راضَتکَ و هَذَّبَتکَ تو را راضی کرد و خلاصه به مرحلۀ رضایت در آورد، و تو را تهذیب نمود
سؤال: راضَتکَ، مگر ورزش دادن نیست؟ تمرین؟
جواب: تمرین است دیگر، بله، راضی یعنی همین دیگر، منظورم همین بود. یعنی یک ممارست در اینجا برای تو بوجود آورد. از همان تهذیب که به معنای مجاهده و پاک کردن و این چیزها است.
حَنَکْة الشِیءَ فَهِمتُهُ وَ اَحکَمته یک چیزی را که شما میفهمید و اِحکام میکنید و اتقان در آن میکنید میگویید حَنَکة الشِیءَ.
فَرّاء میفرماید: رَجُلٌ حَنِک وَ أمراَة حَنِکَ یا حُنک و حُنکَه هر دوی آنها هست، اِذا کانا لَبیبیْنَ عاقِلیْن این معنای به حُنکَه است. حالا در اینجا ایشان میفرماید که: وَ الاَشُد بِمَبلَغُ الرَّجُل اَلحُنکَة وَ المعرفه میگویند. به یک شخصی که به یک مرتبۀ عقل و تجربه و فهم برسد به آن میگویند اَشد. قالَ اللَه تعالی: … حَتّٰى إِذٰا بَلَغَ أَشُدَّهُ… ﴿الأحقاف، ١٥﴾

