جلسه ۳
2سؤال: یک روایت هست که گفته مراهق ده ساله است.
جواب: حالا روایاتش را عرض میکنم که...، مراهق آن هم که ده سال معنا کرده که هست. روایات دیگری هم در این زمینه هست که دلالت میکند که حضرت یوسف هنوز به سن حلم نرسیده بوده.
سؤال: مراوده چه معنایی دارد؟
جواب: مراوده یعنی صحبت کردن، رفت و آمد کردن
سؤال: ...؟
جواب: بله، مراهق بوده
سؤال: در عین حالی که مراهق بوده از او درخواست کرده؟
جواب: بله، مگر از مراهق کار برنمی آید آقا؟!
سؤال: وقتی هنوز به حلم نرسیده باشد
جواب: نرسد، دیروز عرض کردم...
سؤال: شرایط جوّی و محیطی باعث میشود که طرف...
جواب: نه آقا، نخیر آقا! اصلاً خیلیها...! حضرتعالی نمی دانم در چه منطقهای، در چه وضعیتی...؟ بنده که خیلی سراغ دارم که اینها قبل از حلم و این حرفها خیلی موفق بودند، گرچه بعضی ها بعد از آن هم چندان مسئله ای ندارند ولی خیلی ها قبلش و اینها نه، یعنی مشکل نیست.
بعضیها هیجده سال ذکر کردند، بعضیها بیست سال و بعضیها سی و سه سال، دیگر آنها خیلی ...!
آنوقت صحبت در مورد قوت استناد حدیث است که در اینجا راوی وقتی میآید نقل میکند از امام علیه السلام که مراهقاً، نمیتوانیم بگوئیم این یک لفظی است که راوی از خودش اضافه کرده است. این یک قیدی است که راوی روی آن نظر دارد و امام باید روی آن نظر داشته باشد که این قید به خصوص را آورده. چون مسائل در روایات، فرض کنید که من باب مثال آن بناهایی که بر عدم زیاده و امثال ذلک هست اینها مربوط به یک الفاظی است که این الفاظ خیلی وجود و عدمش دخالتی در معنای روایات ندارد امّا اگر، این را دقت داشته باشید که اگر ما دو روایت دیدیم که در یکی از آن دو روایت قیدی زائد واقع شده که زیادی این قید تأثیر اساسی در معنای روایت میکند نمیتوانیم این را داخل در آن اصل عدم زیاده بکینم ها! در اصل عدم زیاده ما چه میگوئیم؟ میگوئیم در این روایتی که نقص دارد، راوی انداخته، راوی از ذهنش افتاده، راوی فراموش کرده. ولی اصل با آن چیزی است که راوی دیگر نقل کرده و ذکر کرده، صحیح آن است. این در موردی است که وجود یک لفظ تأثیر اساسی نداشته باشد در معنای روایت، فرض کنید که این اِنَّ دارد و آن ندارد، میگوئیم اِنّ را که دارد حالا به معنای تأکید است یا اینکه فرض کنید...،

