جلسه ۳
9بنده خودم دیدم یک دختری را که حدوداً یازده سال سنش بود و از یک دختر بیست ساله بهتر میفهمید، یعنی وقتی که با من نشسته بود و سؤال و جواب میکرد و [دربارۀ مسائل] صحبت میکرد من دیدم الان این از یک بیست ساله بیشتر میفهمد! حالا ما دو سال هم به این اضافه کردیم، سیزده سالش کردیم حالا خیلی...! دیگر ما نمیتوانیم در اینجا بگوئیم که فرض کنید این باید صبر کند هیجده سالش بشود تا در هیجده سالگی ... کند، لعلّ اینکه آن موارد مورد نظر که مصلحت است از بین برود.
در این گونه موارد ما باید تشخیص بدهیم که آن حکم غالبی، حکم روی عنوان رفته و بعد برای تعیین مصداق، امد یا شرایط خاص وضع شده یا اینکه نه، حکم روی عنوان نرفته، حکم از اوّل رفته روی جنبۀ غالبی منطبقٌ علیه عنوان. در مورد رشد ما این را نمیبینیم، میبینیم در مورد رشد...
... این به معنای تکامل عقلی است. تکامل عقلی، معیار برای این جهت شده. در این آیه که میفرماید: وَ وَصَّيْنَا اَلْإِنْسٰانَ بِوٰالِدَيْهِ إِحْسٰاناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصٰالُهُ ثَلاٰثُونَ شَهْراً حَتّٰى إِذٰا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قٰالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ….. ﴿الأحقاف، ١٥﴾ میگوید وقتی که به اشد رسید، اشد یعنی به مرحلۀ رشد رسید، و این مرحلۀ رشد رسید به چهل سال، نه اینکه چهل سال از او گذشت چون در چهل سال عقل او به مرحلۀ فعلیت میرسد آن جا قٰالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ خدایا به من الهام کن که نعمت تو را شکر بگذارم. یعنی به یک مرحلهای که در آنجا قوام عقلی او به تکامل رسیده، که میگویند همین چهل سالگی هست. پس در اینجا بلوغ به معنای بلوغ حُلُم نیست، بَلَغَ أَشُدَّهُ یعنی به مرحلۀ اشتداد عقلی برسد و این اشتداد عقلی ادامه پیدا کند و نهایتش به چهل سالگی میرسد، آنجا، در چهل سالگی میگوید قٰالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ اینجا دیگر من به مرحلۀ فعلیت رسیدم و باید شکر نعمت تو را در چهل سالگی انجام بدهم که این حکایت از یک مسألۀ تکوینی در اینجا میکند.

