جلسه ۳
7سؤال: ...؟
جواب:... می گرفت از چاه میآمد بالا دیگر، اینکه[خیلی سخت] نبوده. یک بچهای بوده که اعتنایی خلاصه نمیشده، وزانی نمیآمده حضرت یوسف در این. وانگهی در روایت هم داریم، صِغرَ سنش در روایات هم هست که حالا دیگر اینها را عرض نمیکنیم، خودتان[ آنها را هم ببینید] ولی آن روایتی که مربوط به مراهقاً است چرا، آن را میآئیم و میگوئیم.
از اینجا این استفاده را میشود کرد که منظور از اشد در اینجا، رسیدن به مرتبۀ بصیرت و کسب تجربۀ ارتباطات اجتماعی است، این را میگویند مرتبۀ اَشد که در لغت هم همین معنا شده بود. این یک [مسئله.]
مسئله دیگری که در مورد آنستُم منهم رُشدا هست این است که رشد عبارت است از تکامل عقلی نه حالا آن کمال، نه، یعنی شخصی که قابلیت برای ادراک مصالح و مفاسد را داشته باشد، به این قابلیت رشد میگویند، البته خب این مراتبی دارد، مرتبۀ پائین و مرتبۀ بالا. لذا این منوط به سن نیست. دربارۀ حضرت لوط در سورۀ هود میفرماید: ... فَاتَّقُوا اَللّٰهَ وَ لاٰ تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَ لَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ ﴿هود، ٧٨﴾ یعنی کسی که عقل داشته باشد، بتواند مصالح و مفاسد را تشخیص بدهد، قبایح و... را بتواند تشخیص بدهد. می گوید یک مردی که قبایح را بتواند بفهمد در میان شما وجود ندارد؟ که رشد را در اینجا به معنای تشخیص مصالح و مفاسد گرفتند. یا در مورد حضرت ابراهیم می فرماید: وَ لَقَدْ آتَيْنٰا إِبْرٰاهِيمَ رُشْدَهُ... ﴿الأنبیاء، ٥١﴾ ما به او رشد دادیم، یعنی قوۀ تشخیص بین حق و باطل دادیم، این مربوط به این است. لذا در مورد مرأه که خیلیها فتوی میدهند که اگر رشیده باشد، در ازدواج نیاز به اجازۀ از پدر ندارد، بعضی ها هیجده سال شمردهاند، بعضیها بالاتر، این هیجده سال در روایت نیست البته این طوری که در ذهنم هست به نظر می رسد در یک روایتی هیجده سال هم ذکر شده. در لغت بین هفده شمردهاند تا سی سالگی...

