جلسه ۲
8تلمیذ: ...
استاد: شما در اینجا تنقیح مناط کردید.آقا ببینید کار به کجا رسیده؟! خب اینها از حواشی مسئله و از فروعات استنباط...
سؤال: در اینجا یک قاعدة کلی میتوان [استخراج] کرد که هر کسی، یعنی شخص خودش...،
جواب: حالا این مسأله را بگذاریم برای بعد، این مطلب را بگذاریم برای بعد، فعلاً ما داریم در مورد مسائل کلی صحبت میکنیم. آن قضیهای که ما قبلاً مطرح کردیم که احکام، یک مسئلۀ کلی دارند، یک مسئلۀ شخصی دارند، بله آن را عرض می کنیم و یکی از مبانی ما همین است وخب مبانی جنجال برانگیز هم هست ولی در هر صورت آنها را فعلاً مطرح نمیکنیم.
امّا اینکه از خود آیه الآن ما به عنوان یک حکم کلی می خواهیم استفاده بکنیم و بعد به ملاکات و ... می خواهیم برسیم این است که احکام بر اساس یک مسائل تکوینی پی ریزی شده حالا چه ما بدانیم یا ندانیم، در بعضی موارد میدانیم، در بعضی موارد نمیدانیم، فرض کنید صلاة صبح رکعتین است، آیا مولا دَنگش گرفته آمده گفته من دلم میخواهد نماز صبح را دو رکعت بخوانید؟ یعنی مولا بدون توجه به هیچ مصلحت و حکمتی آمده الزام به رکعتین کرده؟ نه، جهتی ندارد. فرض کنید که چرا نماز مغرب سه رکعت باشد نماز عشاء چهار رکعت؟ این خصوصیت ثلاث رکعات، این معلوم است که یک مسألهای مترتب بر این است، یک جهتی مترتب بر این ثلاث رکعات است و الا خب سه رکعت اینجا، بعد یک ساعت و نیم هم چهار رکعت، برای یک شخص مکلف جای سؤال میماند که به چه جهتی، این قضیه است؟ غیر از اینکه ما بگوییم یک مصالحی در اینجا هست، بنا به تناسب زمان، خصوصیات، قضایایی که در دور و بر انسان است، شرائطی که اینها حاوی انسان است و انسان را دربرگرفته، حالا آن شرائط، شرائط زمانیست؟ شرائط ارتباط ماده با عالم ملکوت است؟ چه مسألهای را ایجاب میکند؟ چطوری که ما این مطالب را میبینیم، خیلی از خصوصیات را ما خودمان مشاهده میکنیم، برای ما هم بیان کردهاند، منتهی بعضی از اینها در لسان ائمه بیان شده و بعضی از اینها در لسان عرفا و بزرگان بیان شده.

