جلسه ۲
7یکی هم یک جای دیگری ما بودیم، باز در آنجا یک خادمهای بود و صحبت این بود و میگفتند که مثلاً پسر آن صاحبخانه شاید با این مسألهای داشته باشد، بعد زنها [و افرادی] که در آنجا بودند تعجب میکردند که اصلاً مگر میشود یک شخصی اینقدر حیوان باشد که بیاید و یک همچنین توجهی به این [چنین] خادمه ای داشته باشد؟! با اینکه سنش زیاد هم نبود ٢٧ یا ٢٨ ساله بود، ولی اصلاً تعجب میکردند! اصلاً چطور میشود که...؟
خب حالا ببینید مسأله این است که این مسأله مُنَزّل بر عرف است، خب اگر این طور باشد، نسبت به عجوزٌ فی الغابرین هم ممکن است یک نفر یک همچنین اشتیاق و تمایلی هم داشته باشد! آن مطلب فرق میکند. ولی برحسب عرف و مُنَزّل علی العرف و حکومت عرف و افراد عادی، اصلاً این را...، اصلاً هیچ نوع وزانی برای این مسأله، در اینجا قائل نیستند. انسان در اینجا متوجه میشود که اصلاً امر به عفاف یا نهی از غض بصر، در اینجا اصلاً معنا ندارد، فرض کنید شارع در همچنین موردی که من عرض کردم بیاید و بگوید آقا نگاه نکن به ...! میگوید من اصلاً نمیخواهم نگاه بکنم که حالا تو بخواهی امر بکنی یا نهی کنی، اصلاً مورد ندارد که شارع بیاید...، مثل اینکه فرض کنید یک ظرف غذای بسیار عالی در جلوی انسان گذاشتهاند و انسان هم چهار روز است که هیچی نخورده، از توی قحطی درآمده، حالا در اینجا شارع بگوید من امر میکنم این غذا را بخور! او میگوید اگر امر هم نکنی میخورم، این نیاز به امر ندارد، یا فرض بکنید بعضی ادویه هستند که وقتی در غذا باشند اگر انسان بخواهد آن غذا را بخورد حال تهوع برای انسان پیدا میشود! حالا یک غذایی این طوری درست شده، شارع بیاید و بگوید آقا نهی میکنم که از این غذا نخور! میگوید بابا بخورم برمیگردانم!

