جلسه ۲
5یکی اینکه بلوغ حلم در نفس آیه.
و یکی هم اَن لا تکونَ من القواعد.
پس آقا معلوم است که نگاه به پیرزن اشکالی ندارد. آن پیرزنی که، عجوزهای که اگر شما میخواهید به او نظر کنید باید کفّاره بدهید، این خیلی همچنین...! دیدید در پشت بعضی از ماشینها یک عکسهایی میکشند، یک عکسهایی میاندازند، حالا فرض بکنید نگاه کردن به این عکس، این واقعاً چه مفسدهای را ممکن است برای انسان غیر از تهوّع و غیر از تَغَیُّر مزاج، ایجاد بکند؟! و این مسأله ما را به این نکته میرساند، مسألهای که میخواهم خدمتتان عرض کنم در عبارت طنز و مزاح ولی یک نکتهای در آن است، و آن این است که احکام تکلیفه یک احکام تعبدی صرف نیست، یک احکامی است که بر اساس مسائل تکوین در اینجا بار است، بر اساس مسائل منطقی در اینجا، احکام تکلیفی مترتب است، نه اینکه خدا من باب مثال کاغذی جلوی خود گذاشته، گفته که نسبت به این مورد حرمت نظر است و نسبت به این مورد حلیت نظر است، دلم میخواهد! در اینجا نسبت به کُمُد حلال است، نسبت به دیوار حرام است، نسبت به پنجره...، این، این طور نیست. یعنی خود آیه دلالت میکند که نکتهای در اینجا هست، آن نکته عبارت است از استعداد مورد برای وقوع در مفسده، این مسأله است، استعداد مورد، مورد مورد مستعدی است.
حالا من در اینجا دارم مثال دیگری میزنم؛ آیه قواعد من النساء را دارد بیان میکند و ما با توجه به آیه هیچ دلیلی پیدا نمیکنیم غیر از این. بالأخره این آیات، اینها مُنَزَّل علینا هستند دیگر، آیات مخاطبشان ما هستیم. اگر ما سؤال بکنیم خدایا این قواعد من النساء چه فرقی میکنند با بقیّۀ از نساء؟ خب اینها مو دارند آنها هم مو دارند، اینها سر دارند، آنها دارند، اینها پا دارند، آنها دارند، اینها انسان هستند آنها انسان هستند، این چه فرقی میکند؟ خب جواب چیست؟ جواب این است که ما این آیه را فرستادهایم برای عقلاء، خب عقلاء در اینجا میگویند که مورد اصلاً یک موردی است که معنا ندارد توجه و عدم توجه به او خلاصه[اختلافی داشته باشد.] اصلاً رغبت انسانی در قواعد من النّساء نیست، اگر به یکی بگویند آقا شما با این ازدواج میکنید؟ می گوید آه آه من با این ازدواج کنم؟! میخندند به انسان! ولی اگر به یک زن...، در سنین قواعد چهل، چهل و پنج یا پنجاه سال هم اگر باشد بگویند آقا با او ازدواج میکنی؟ نگاه میکند، فکر میکند، تأمل میکند آیا به متعه راضی بشود یا به دوام راضی بشود برحسب خصوصیات؟ این تأمل کردن و...، اینها خودش دلیل بر این است که ظرف، ظرف مناسبی برای وقوع در مفسده هست و الّا اصلاً تأمل نمیکرد، اصلاً سرش را به این طرف میاندازد.

