جلسه ۲
3مسألۀ اوّل بلوغ حلم است، رسیدن به احتلام است
مسألۀ دوّم اَن لا یکونَ المورد من اَلْقَوٰاعِدُ مِنَ اَلنِّسٰاءِ اَللاّٰتِي لاٰ يَرْجُونَ نِكٰاحاً
پس اگر یکی از اینها نباشد؛ یعنی بلوغ به حلم نباشد، استیذان در آنجا واجب نیست، البته بهتر است. راجع به مراهق، خب اَحوط این است که برای عدم وقوع در مفسده این رعایت بشود ولی بحث در ترتب حکم تکلیفی است، بحث در این است. بحث در تنجّز است. خب برای تحقق موضوع در اینجا، در این آیه، یکی بلوغ به حلم قرار داده شد
دوم اینکه اَن لا تکونَ من القواعد من النساء، چون آیه قواعد من النساء را استثناء کرده است وَ اَلْقَوٰاعِدُ مِنَ اَلنِّسٰاءِ اَللاّٰتِي لاٰ يَرْجُونَ نِكٰاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنٰاحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيٰابَهُنَّ آیۀ قبلی در اینجا میفرماید يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ اَلَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمٰانُكُمْ وَ اَلَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا اَلْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلاٰثَ مَرّٰاتٍ، خب اینکه وَ اَلَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا اَلْحُلُمَ از اینجا ما استفاده میکنیم که این حکم یک حکم چیز نیست، آنهایی که به حلم نرسیدهاند این تکلیف در اینجا را با آنجا ما بعداً میآییم راجع به آن دقت میکنیم، این سه آیه از آن مواردی است که بعداً در تفسیر معنای بلوغی که ما میکنیم، الآن نه، الآن فقط ما معنای بلوغ را در موارد مختلف، در مورد تفویض اموال، در مورد استیذان نسبت به نامحرم، در مورد نکاح، در مورد ترتب تکالیف مثل صلاة و صوم، در این مواردِ به خصوص، در مورد فرض کنید ترتب قصاص و امثال ذلک، اینجا بیان میکنیم، بعد از اینکه این موارد را بیان کردیم، اقوال آقایان را در این زمینه عرض کردیم، تضادی که در آنجا با آن روبرو میشویم، آن تضاد را با این آیات برطرف میکنیم. یعنی وقتی که به یک نقطهای رسیدیم که نتوانستیم معنای بلوغ را در موارد مختلف بیابیم، آن وقت این آیاتی که الآن عرض میکنم، از آیۀ ٥٧ تا ٦٠ سورۀ نور، این سه آیه برای ما خیلی راه گشا خوهد بود.

