جلسه ۲۵
2مطلب دیگری که در اینجا مورد بحث است این است که ممکن است از روی جهالت، یک فرد منکر ضروریی از ضروریات دین بشود و عناد و قصد و غرض روی این مسأله ندارد. وقتی که غرض و عنادی ندارد حکم به ارتداد کردن در اینجا خطا است به جهت این که آنچه که ما از ارتداد استفاده میکنیم این است که شخص برگردد و از عقاید خودش دست بردارد در حالتی که ممکن است این شخص در تحت تربیت و تعلیم غیر صحیحی قرار گرفته حالا نه اینکه واقعاً قصد برگشتن دارد، قصد ندارد که برگردد، اعتقادش این طور شده، معلم برایش این طور بیان کرده، استاد برایش این طور بیان کرده، و بر طبق ادّله، فرض کنید که به خاطر شبهه ای از شبهات، نظرش برگشته. چطور این که خیلیها الان نسبت به قرآن...
... فرض کنید که قرآن مربوط به زمان سابق است، چون ما در قرآن محکم و متشابه داریم پس بنابراین ظهورات خود محکمات هم مربوط به زمان مخاطبین بالتخاطب و مشافهین بالتخاطب هست پس بنابراین این برای ما حجیت ندارد. این هم یکی از مسائلی است که امروزه مطرح است و اینها هم غرضی ندارند و این مطلب را خب بعضیها به نحو دیگری هم مطرح میکنند، فرض کنید که میگویند معجزه آن معجزهای است که برای همۀ افراد باشد، الان این قرآن دیگر برای ما معجزه نیست، قرآن فرض کنید که برای زمان سابق معجزه بوده اما برای ما معجزه نیست، ما فارسی زبان هستیم، ما فرض کنید که انگلیسی زبان هستیم لعل اینکه اگر این قرآن انگلیسی بود ما هم می توانستیم مثل این قرآن بیاوریم، این که الان قرآن به این شکل است، اینکه معجزه باید معجزۀ پایدار باشد الان برای ما این قرآن، دیگر معجزه به حساب نمیآید.
خب باید برای اینها توضیح داد که لازم نیست معجزه یک معجزۀ پایدار...، معجزۀ پایدار به این معنا است که این قرآن در خود زمان نزول با وجود این همه افرادی که در آن موقع از شعراء و ادباء و امثال ذلک بودند نتوانستند [مثل این قرآن را] بیاورند. این یکی.

