جلسه ۲۵
8پس بنابراین در قائلین به تناسخ و تشبیه و جبر و اینها، شما بلند بشوید یکی یکی در خانۀ آنها را بزنید ببینید آقا تمام افرادی که آمدند راجع به قضیۀ جبر و قضا و قَدر و اینها کتاب نوشتهاند اینها یا مفوضه شدند یا جبریه شدند! همۀ اینها! آنهایی هم که نیستند بروید کتابهایشان را نگاه کنید. فرض کنید که همین ها که الان توی مدرسه دارند راه میروند، پیرمردهایشان، بگویید آقا کیفیت اختیار و قدرت انسان و ارتباط قدرت و اختیار انسان با پروردگار چیه؟ میگوید خداوند به انسان قدرت عطا کرده، بر اساس آن قدرت...، اگر به او بگویی آقا این قدرت عین قدرت او است؟ میگوید نه خیر، او قدرت را به ما داده خودش نشسته کنار! این چیه؟ این خب مفوضه است دیگر! امام رضا علیه السلام هم میگوید مفوضه مشرک و کافر هستند. پس بنابراین اینکه امام علیه السلام میفرماید مفوضه مشرک است، مجبره مشرک است، مشبهه...، این نه به معنای شرک اصطلاحی به یک عابد صنم و اوثان و اینها هست، بلکه اینها از باب این است که این تفکّر و این نحوه تفکّر از نقطۀ نظر جهل، این منطبق با واقع نیست امّا نه اینکه این واقعاً در مقام شرک اصطلاحی و امثال ذلک است و بر یک همچنین شرکی حدّ و احکام مربوط به ارتداد و احکام مربوط به شرک، تعلّق نمیگیرد. این هم مسالۀ بسیار مهمی است.
پس بنابراین ماحصل بحث ما در باب ارتداد و در این قاعده این شد که:
اولاً؛ بر مشرک و کافر، حدّ قتل و اعدام تعلّق نمیگیرد. این یک.
دوّم؛ اینکه مرتد اگر در مقام ثبوت مرتد باشد حکم قتل از نظر حاکم به او تعلّق نمیگیرد. این دو.
[سوم؛ اگر] مرتد در مقام اثبات و عناد باشد، از نقطۀ نظر اهانت به اسلام و افشای این مسأله و افساد نسبت به این مطلب، از این نقطۀ نظر روایاتی که مربوط به قتل است همین طور راجع به این میآید. این هم مطلب سوم.

