جلسه ۲۵
7آن روایاتی که در مقام حدّ هست آن روایاتی است که مربوط به مرتدّ است نه روایاتی که مربوط به مشرک هست. این یک.
مرتد هم آن مرتدی است که در مقام عناد و در مقام اثبات باشد. این مرتد،[حکمش] اعدام است امّا اگر مرتدّی بود که در مقام اثبات نبود، پیش خودش در منزل خودش معاند است و به کسی هم نمیگوید، حرفی هم نمی زند و کاری هم انجام نمیدهد، این در مقام اثبات اگر نباشد، بنابراین ما از روایات استفادۀ حدّ را برای او نمیکنیم. این هم یک مطلب.
مطلب دیگری که در اینجا باید ملاحظه بشود این است که بسیاری از روایاتی که این روایات در مقام شرک و در مقام کفر افراد نسبت به مخالفین بالعقیده مانند قائلین به تناسخ و تشبیه و اینها گفتهاند، روایات در اینجا نیامده یک کفر ظاهر و یک شرک ظاهر جلّی را بخواهد بیان کند. طرز تفکّر و نحوۀ تفکّر را دارد بیان میکند نه اینکه واقعاً فرض بکنید که بیاید بگوید این کافر است و چون کافر است از حدود اسلام میآید بیرون و باید بر آنها حدّ جاری کرد یا اینکه آنها را از ذمّۀ اسلام بیرون کرد بلکه در اینجا روایات مثل سایر روایاتی است که دارد: ان الشرک اخفی من اللیلة السودا...، النملة السودا یمشی فی الحجر الاسود یمشی فی اللیلة المظلم السواد، مثل این، به این کیفیت، شرک را به معنای عدم انطباق حکم و عدم انطباق اعتقاد صحیح با اعتقاد توحیدی در اینجا میداند والاّ اگر شما بخواهید [قائل به] این مطلب را مشرک بدانید همۀ مردم مشرک هستند! از تمام این آخوندها گرفته تا ...! تمام اینها قائل به بینونتین هستند، تمام اینها قائل به افتراق بین خلق و خالق هستند، تمام اینها قائل به افتراق بین واجب و بین ممکن هستند، خب این چیه؟ خب این کفر است دیگر، شرک است دیگر در حالتی که مسئله این طور نیست. تازه آنها ما را مشرک میدانند و میگویند که قائلین به وحدت وجود، اینها مشرک هستند و کافر هستند و نجس هستند در حالی که خب این مسأله، مسئلهای نیست که حالا فرض بکنید که...، اقّلاً انصاف هم خوب چیزی است، ما نمیگوییم شما نجس و کافر هستید، این را شما دارید می گویید! شما [که در واقع] مشرک هستید و قائل به بینونیت بین خلق و خالق هستید و این حرف شما از هر شرکی بدتر است، ما شما را طاهر میدانیم، حالا ما که به اصل و حقیقت توحید معتقد هستیم اینها ما را نجس میدانند! این دیگر خیلی واقعاً[عالی است!] بایستی خدا به آنها انصاف بدهد دیگر.

