جلسه ۲۵
6روایاتی که در اینجا هست و دلالت بر این مطلب میکند، یکی این روایت است:
بابُ حکمُ من صلی للصنم: محمد بن حسن( شیخ طوسی) در تهذیب، جلد ١٠ صفحۀ ١٤٠ ... علیه السلام، اِنّ رجلین من المسلمین کانا بالکوفه فَأتی رجل امیرالمؤمنین علیه السلام فشهد انّه رأهما یصلیان لصنم فقال له ویحک لعله بعض من تشبّه علیه فأرسل رجلاً فنظر الیهما و هما یصلیان اِلی الصنم فأتی بهما فقال هما ارجعا و ابیا خدّ لهما فی الارض خداً فأجّ نارً ...
این در اینجا معلوم میشود که این دو تا شخص در مقام اثبات آمدند دارند...، و الا اگر این شخص میرفت در خانهاش نماز میخواند لِصَّنم، حق نداشت که این شخص بلند شود بیاید بگوید من دیدم این توی خانهاش دارد نماز میخواند[ لِصَّنم.] این روایت دلالت میکند که این عمل امیرالمؤمنین در مقام اثبات بوده امّا فرض بکنید روایاتی هم ما در این زمینه داریم که...، روایات خیلی زیاد است، تمام این روایاتی که من نگاه میکنم اینها همه دلالت میکند...، و من ردّنا فهو کافرٌ باللَه، یا المقّر بهم مؤمن و المنکر لهم کافر، من زعم انّهُ یعرف النبّی و لا یعرف الوصیَّ فقد کفر، روایاتش تمام در اینجا هست دیگر، من قال بالتناسخ فهو کافرٌ باللَه، من قال بالتشبیه و الجبر فهو کافر و نحن منه بُرَاء، القائل بالجبر کافر و قال... مشرکنا کافر، تمام اینها روایاتی است که اینها دلالت بر شرک و دلالت بر کفر میکند حالا البته در خود این روایات هم حرف و صحبت هست که من عرض میکنم چطور در این روایات این مسائل هست. روایات آنهایی هست که دلالت میکند که کافر آن کسی است که ضروریی از ضروریات دین را[انکار کند، مثلاً] قائل به تشبیه باشد برای خدا یا قائل به تجسیم باشد یا اینکه قائل به تناسخ باشد یا اینکه فرض کنید مانند نصاری و امثال ذلک، در این گونه موارد روایاتی که در اینجا هست، اینها دلالت بر حکم قتل و امثال ذلک نسبت به اینها را نمی کند بلکه در این موارد باید صرفاً همان حکم به کفر را انجام داد امّا آنچه که در مقام، مقام اثبات هست آن مقام اثبات همانی است که این مطلب را در اینجا ثابت میکند که بایستی اینها را به قتل رساند. ولی روایاتی که در اینجا هست، در این روایات فقط حکم به شرک و حکم به کفر را میکند امّا این که حالا کسی که مشرک است یا این که کافر هست باید مقتول بشود و اعدام بشود این روایات این مطالب را در اینجا بیان نکرده.

