اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حکم ارتداد و شرایط اجرای حد در فقه

فرق میان جهل و عناد در انکار ضروریات دین

14٬283
فقه

بحث ارتداد از مسائل مهم فقهی است که آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ابعاد ثبوتی و اثباتی آن می‌پردازد. این بحث با بررسی سیره امامان معصوم در مواجهه با مخالفان فکری و منکران ضروریات دین آغاز می‌شود و تفاوت میان انکار از روی جهل و شبهه با انکار از روی عناد و لجاجت را تبیین می‌کند. در ادامه، تفاوت میان احکام ثبوتی ارتداد مانند جدایی همسران و احکام اثباتی و حکومتی مانند اجرای حد قتل تشریح می‌شود تا روشن شود که اجرای مجازات تنها در صورت اظهار علنی و همراه با عناد و افساد جامعه صورت می‌گیرد. همچنین به روایات دال بر کفر و شرک فکری پرداخته و نشان داده می‌شود که بسیاری از این تعابیر ناظر به انحراف فکری است نه خروج از اسلام. در نهایت، آزادی بیان عقیده بدون عناد در حکومت اسلامی و تفاوت آن با افساد مورد تأکید قرار می‌گیرد.

تبیین حکم ارتداد و شرایط اجرای حد در فقه

توضیحات:

بحث ارتداد از مسائل مهم فقهی است که آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ابعاد ثبوتی و اثباتی آن می‌پردازد. این بحث با بررسی سیره امامان معصوم در مواجهه با مخالفان فکری و منکران ضروریات دین آغاز می‌شود و تفاوت میان انکار از روی جهل و شبهه با انکار از روی عناد و لجاجت را تبیین می‌کند. در ادامه، تفاوت میان احکام ثبوتی ارتداد مانند جدایی همسران و احکام اثباتی و حکومتی مانند اجرای حد قتل تشریح می‌شود تا روشن شود که اجرای مجازات تنها در صورت اظهار علنی و همراه با عناد و افساد جامعه صورت می‌گیرد. همچنین به روایات دال بر کفر و شرک فکری پرداخته و نشان داده می‌شود که بسیاری از این تعابیر ناظر به انحراف فکری است نه خروج از اسلام. در نهایت، آزادی بیان عقیده بدون عناد در حکومت اسلامی و تفاوت آن با افساد مورد تأکید قرار می‌گیرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حکم ارتداد و شرایط اجرای حد در فقه

7
  • روایاتی که در اینجا هستند و دلالت بر این مطلب می‌کنند، یکی این روایت است: «بابُ حکمُ من صلّی للصَّنم». محمد بن حسن (شیخ طوسی) در تهذیب، جلد 10، صفحۀ 140:

  • عنِ الفُضیلِ بنِ یَسارٍ عن أبِی‌عبدِاللّهِ علیه‌السّلام أنّ رجُلینِ مِن المُسلِمِینَ کانا بِالکوفةِ فأتی رجُلٌ أمِیرالمُؤمِنِین علیه‌السّلام فشهِدَ أنّهُ رَآهُما یُصلِّیانِ لِلصّنمِ فقال لهُ: ‌”وَیَحکَ لعلّهُ بعضُ مَن تَشَبَّه علیک.‌“ فأرسل رجُلًا فَنَظَرَ إِلیهِما و هُما یُصلِّیانِ إِلی الصّنمِ فأتی بِهِما فقالَ لهُما: ‌”ارجِعا‌“ فأبیا فَخَدَّ لهُما فِی الأرضِ خَدّاً فأجَّجَ ناراً فطَرَحَهُما فِیهِ.1

  • در اینجا معلوم می‌شود که این دو شخص در مقام اثبات آمده‌اند؛ والاّ اگر این شخص در خانه‌اش «لِلصَّنم» نماز می‌خواند، او حق نداشت که بگوید: «من دیدم این شخص در خانه‌اش [لِلصَّنم] نماز می‌خواند». این روایت دلالت می‌کند که این عمل امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در مقام اثبات بوده است.

  • اما روایاتی هم در این زمینه داریم. روایات خیلی زیاد است و همۀ اینها دلالت می‌کنند: «و من ردّنا فهو کافرٌ بالله»، یا «المقّرُ بهم مؤمنٌ و المنکرُ لهم کافرٌ»، «مَن زَعَمَ أنّهُ یعرفُ النبّیَ و لا یعرفُ الوصیَّ فقد کَفَرَ»، تمام روایات در اینجا هست. «مَن قالَ بالتناسخ فهو کافرٌ بالله»، «مَن قالَ بالتشبیهِ و الجبرِ فهو کافرٌ و نحن منه بُرَاءٌ»، «القائلُ بالجبر کافرٌ» و... .2 تمام اینها روایاتی هستند که دلالت بر شرک و دلالت بر کفر می‌کنند. البته در خود این روایات هم حرف و صحبت هست که عرض می‌کنم که چطور در این روایات این مسائل هست. روایات آنهایی هستند که دلالت می‌کند که کافر آن کسی است که ضروری‌ای از ضروریات دین را [انکار کند، مثلاً] قائل به تشبیه برای خدا باشد یا قائل به تجسیم باشد یا اینکه قائل به تناسخ باشد یا اینکه مانند نصاریٰ و امثال‌ذلک باشد. در این‌گونه موارد روایاتی که در اینجا هست دلالت بر حکم قتل و امثال‌ذلک نسبت به اینها نمی‌کند بلکه در این موارد باید صرفاً همان حکم به کفر را انجام داد. اما آنچه در مقام اثبات هست، همانی است که این مطلب را در اینجا ثابت می‌کند که باید اینها را به قتل رساند. ولی روایاتی که در اینجا هست، فقط حکم به شرک و حکم به کفر می‌کنند؛ اما اینکه حالا کسی که مشرک است یا کافر است باید مقتول شود و اعدام شود، این روایات این مطالب را در اینجا بیان نکرده‌اند.

    1. . تهذيب الأحكام، ج ۱۰، کتاب الحدود، باب 9، ص 140، ح 13؛ وسائل الشیعة، ج 1۸، ابواب الإرتداد، باب 9، ص 556، ح 1.
    2. . جهت اطلاع بیشتر به وسائل الشیعة، ج 1۸، ابواب حد المرتد، باب 10: جملة مما یثبت به الكفر و الإرتداد، ص 557 رجوع شود.
/