
تبیین حکم ارتداد و شرایط اجرای حد در فقه
فرق میان جهل و عناد در انکار ضروریات دین
بحث ارتداد از مسائل مهم فقهی است که آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ابعاد ثبوتی و اثباتی آن میپردازد. این بحث با بررسی سیره امامان معصوم در مواجهه با مخالفان فکری و منکران ضروریات دین آغاز میشود و تفاوت میان انکار از روی جهل و شبهه با انکار از روی عناد و لجاجت را تبیین میکند. در ادامه، تفاوت میان احکام ثبوتی ارتداد مانند جدایی همسران و احکام اثباتی و حکومتی مانند اجرای حد قتل تشریح میشود تا روشن شود که اجرای مجازات تنها در صورت اظهار علنی و همراه با عناد و افساد جامعه صورت میگیرد. همچنین به روایات دال بر کفر و شرک فکری پرداخته و نشان داده میشود که بسیاری از این تعابیر ناظر به انحراف فکری است نه خروج از اسلام. در نهایت، آزادی بیان عقیده بدون عناد در حکومت اسلامی و تفاوت آن با افساد مورد تأکید قرار میگیرد.
تبیین حکم ارتداد و شرایط اجرای حد در فقه
توضیحات:
بحث ارتداد از مسائل مهم فقهی است که آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ابعاد ثبوتی و اثباتی آن میپردازد. این بحث با بررسی سیره امامان معصوم در مواجهه با مخالفان فکری و منکران ضروریات دین آغاز میشود و تفاوت میان انکار از روی جهل و شبهه با انکار از روی عناد و لجاجت را تبیین میکند. در ادامه، تفاوت میان احکام ثبوتی ارتداد مانند جدایی همسران و احکام اثباتی و حکومتی مانند اجرای حد قتل تشریح میشود تا روشن شود که اجرای مجازات تنها در صورت اظهار علنی و همراه با عناد و افساد جامعه صورت میگیرد. همچنین به روایات دال بر کفر و شرک فکری پرداخته و نشان داده میشود که بسیاری از این تعابیر ناظر به انحراف فکری است نه خروج از اسلام. در نهایت، آزادی بیان عقیده بدون عناد در حکومت اسلامی و تفاوت آن با افساد مورد تأکید قرار میگیرد.
تبیین حکم ارتداد و شرایط اجرای حد در فقه
4مسئلۀ دیگر اینکه حتی در این زمان هم آیاتی که در قرآن هستند بهواسطۀ مراتبی که دارند، کسی نمیتواند مثل آنها را بیاورد، منظور از نقطهنظر ادبی نیست و ممکن است اعجاز از این نقطهنظر برای شخصی مشتبه شده باشد.
مسئلۀ بعدی این است که ممکن است شخص بهواسطۀ عناد، مطلبی را انکار نکند و به این واسطه مرتد نمیشود بلکه باید او را متنبه و متذکر کرد.
مسئلۀ دیگر که در اینجا مطرح شده این است که اختیار انسان در بیان مسائل عقلاً و شرعاً در محدودهای است ـ همانطور که عرض شد ـ که منافی با اختیار و منافی با مصالح افراد دیگر نباشد. اگر با آنها منافات داشته باشد، عقل و شرع این اختیار را از انسان سلب میکنند و دایرۀ ابراز مطالب مخالف در محدودۀ عناد و غرض و عدم عناد و عدم غرض در اینجا لحاظ میشود. شخصی که بنای بر عناد ندارد، از کیفیت حالش پیدا است که آیا او معاند است یا معاند نیست. و لذا ما نمیتوانیم نسبت به کسی که صرفاً طرح یک مسئلۀ خلاف میکند، حکم به عناد و امثالذلک کنیم بلکه باید مطلب را نسبت به اینگونه افراد ماوراء این، مورد دقت قرار دهیم.
مسئله دیگری که در اینجا هست این است که اگر بگوییم: طرح یک حکم مخالف بدون توجه به جنبۀ عناد و عدم عناد موجب فساد و افساد خواهد بود، لازمۀ این مسئله این است که ما از طرح هر مسئلۀ فقهی و اعتقادی بهصرف فساد و اختلاف در جامعه بخواهیم جلوگیری کنیم و این مخالف با اسلام و نظرات اسلام است که طرح بحث را نسبت به قضایا و مسائل باز گذاشته است.
آیاتی که میگویند:
﴿فَبَشِّرۡ عِبَادِ * ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓ﴾1 یا اینکه ﴿وَمَا يَتَّبِعُ أَكۡثَرُهُمۡ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ ٱلظَّنَّ لَا يُغۡنِي مِنَ ٱلۡحَقِّ شَيًۡٔا إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِمَا يَفۡعَلُونَ﴾.2
و همینطور آیاتی که دلالت بر [مذمت] تقلید میکنند: ﴿قَالُوٓاْ أَجِئۡتَنَا لِنَعۡبُدَ ٱللَّهَ وَحۡدَهُۥ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾،3 ﴿قَالُواْ يَٰصَٰلِحُ قَدۡ كُنتَ فِينَا مَرۡجُوّٗا قَبۡلَ هَٰذَآ أَتَنۡهَىٰنَآ أَن نَّعۡبُدَ مَا يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكّٖ مِّمَّا تَدۡعُونَآ إِلَيۡهِ مُرِيبٖ﴾.4
- . سوره زمر (39) آیه 17 و 18. امام شناسى، ج 16 ـ 17، ص 560:
«آنان كه هر گونه گفتار را مىشنوند و از بهترين آن پيروى مىنمايند.» - . سوره یونس (10) آیه 36. معاد شناسى، ج 5، ص 293:
«و اكثريتِ از مردمان مشرك پيروى نمىكنند مگر از گمان و پندار؛ و حقّاً كه گمان، انسان را از حقّ بىنياز نمىكند. و خداوند به آنچه آنها بهجاى مىآورند داناست.» - . سوره اعراف (7) آیه 70.
- . سوره هود (11) آیه 62.
- . سوره زمر (39) آیه 17 و 18. امام شناسى، ج 16 ـ 17، ص 560:
