جلسه ۲۴
3اما اگر فرض کنید که مطلب، ابراز یک عقیدهای از عقاید هست نسبت به یک مسئله ای، نسبت به یک مبنای اعتقادی، نسبت به یک همچنین چیزی، باید ببینیم این مطلب داخل در یک همچنین مسئله ای میشود یا نه؟ [ببینیم] این چه عنوانی دارد؟ خب اگر قرار بر این باشد که ابراز یک عقیده یک فسادی را بخواهد متوجه جامعه بکند، این قطعاً با توجه به آیه بَلِ اَلْإِنْسٰانُ عَلىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ ﴿القیامة، ١٤﴾ وَ لَوْ أَلْقىٰ مَعٰاذِيرَهُ ﴿القیامة، ١٥﴾ این دیگر در این صورت مشخص است که این آیا در مقام افساد در اینجا آمده و میخواهد این قضیه را ابراز کند و یا در مقام اصلاح مسئله هست؟ کدام یک از این دو هست؟ اگر در مقام اصلاح است در این صورت اشکال ندارد با اینکه مسئله مسئلۀ خطیری هست ولی در مقام اصلاح، این مطلب بیان شده. و اگر در مقام افساد است...
... خب در آن صورت فرق میکند، مثل اینکه عرض و آبروی افراد را بردن، اشاعۀ دروغ کردن در میان افراد، تهمت زدن در میان جامعه، حیثیت و آبرو را بردن، ترس در جامعه ایجاد کردن، خوف و این مطالب را ایجاد کردن، در این موارد مشخص است که شخص در مقام اصلاح این کارها را انجام میدهد یا در مقام افساد است، خب اینها همه جزو مواردی است که نمیشود انسان از اینها به یک منوال عادی بگذرد، اینها با هر شخصی تفاوت پیدا میکند و قابل برای کنترل هست. خب حالا یک شخصی میخواهد یک خبری را [پخش] کند، آبروی یک شخصی را ببرد، یک شخصی کار خلافی کرده، آیا منظورش اصلاح است؟ اگر این کار را نکند شخص دست به کاری میزند و خلاف میکند یا این که نه، طرف قصد و غرضی دارد؟ این ها مطالبی هست که انسان میتواند با توجه به خصوصیت مورد، جلوی فرد را بگیرد یا او را در بیان این مطالب آزاد بگذارد. مثلاً من خیلی از موارد را حتی دیدم در روزنامهها و این ها که وقتی که صحبت از اختلاف در یک عقیده و امثال ذلک میشود، یک کاری را که حالا یک شخص در یک جا کرده آن کار میآورند فرض کنید جزء همین...، مثلاً این آقایی که در فلان جا این جوری رفته حالا داره میآید راجع به فلان کس این جوری حرف میزند! خب حالا این جوری رفته به تو چه مربوط که حالا این جوری رفته؟ در فلان جا رفته فرض کنید که با شخصی هم این جوری صحبت کرده! این[یک کار] صحیحی نیست. معلوم میشود که عنوان غرض ورزی و این ها در کار هست. یا اینکه نه، واقعاً طرف، شخص یک شخصی است که در مقام عناد و این ها هست و مسئله مشخص است و هیچ راهی نیست جزء اینکه حالا فرض کنید فلان کارش را هم آدم بیاید در اینجا بگوید، نقل بکند، یعنی مثلاً در [روزنامه و...] نه این که یک وقت قضیۀ خصوصی خصوصی، آن که اصلاً گفتنش حرام است، نباید گفت. نه یک مطلبی است که خصوصی هم نیست اما فرض کنید که حالا گفتنش، او را در انظار تضعیف میکند.

