اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲۴

0
فقه

لزوم تأمین جهات وصول به کمال برای افراد در حکومت اسلام

نسخه عربی

جلسه ۲۴

8
  • لذا اگر فرض کنید من باب مثال یک شخصی آمد و در یک روزنامه و یا یک چیز دیگر، راجع به حجاب بحث کرد که آقا این حجابی که تا به حال فقهاء می‌گفتند این حجاب حجابی نیست که ما الآن [بخواهیم استفاده کنیم،] حجاب الآن به این شکل است [بخاطر] این آیه و این دلیل. الآن شما چه دلیلی دارید مبنی بر این که الآن این مطلبی را که این شخص مطرح کرده مفسد است؟ چه مسئله‌ای...؟ هان؟ بله یک وقتی طرح یک همچنین مطلبی موجب سوء استفاده‌ای بشود که آن سوء استفاده مخرب جامعه است، این را خود شخص هم می‌تواند بفهمد و این را عقل سلیم که حاکم بر اهل حلّ و عقد است، تشخیص می‌دهد. می‌گوید آقا بر فرض هم که مطلب شما درست باشد، اگر شما الآن این کار را بکنید ممکن است از این واقعه سوء استفاده بشود. این دوباره بر می‌گردد به چی؟ بَلِ اَلْإِنْسٰانُ عَلىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ که خود انسان در این‌جا می‌داند که آیا این مطلبش، الان موجب افساد هست یا نیست. اما یک وقتی نه، فرض کنید که من باب مثال در یک جامعه‌ای این فرد آمده راجع به اصلی از اصول نظام یا یک مسئله ای از مسائل صحبت می‌کند، خب دیگر در این‌جا ما نمی‌توانیم بگوئیم که یک مرجع مشخصی هست برای این‌که تشخیص بدهد آیا این حرفِ بخصوص، مفسد جامعه است یا مصلح برای جامعه است؟ شما بالاترین مرجع را خود حاکم، خود ولی فقیه می‌دانید بنده می‌گویم خود حاکم و ولی فقیه شاید اصلاً این مطلب را متوجه نشود.

  • سئوال: شما که ارجاع می‌فرمایید به عقل سلیم و فطرت، بالاخره در خارج باید این در یک ظرفی باشد، این ظرف کیست؟ ظرف دوباره همان مرجع می‌شود یا نه؟ 

  • جواب: ببینید ظرف، مرجع نیست. فطرت انسان...، اگر شما فرض کنید که این مطلب را حتی به خارج از مسلک و دین اسلام عرضه بدارید می‌گوید آقا شما به عنوان قاضی بیا در جامعۀ اسلامی قضاوت کن، او می‌گوید بله من قبول ندارم که این حرف[الان در جامعه مطرح بشود،] این حرف، الآن مُخِلّ به جامعه است. یعنی خود آن شخصِ حتی خارج از دین اسلام می‌آید می‌گوید این کار و این عمل، مصلحِ برای جامعۀ شما نیست. ما اسم این را فطرت و عقل سلیم می‌گذاریم نه یک فرد بخصوص. حالا این افراد، افرادی هستند که در یک نظام و در یک جامعۀ اسلامی باید افرادی باشند که به قول شما اگر...، افراد مهذّب، با تقوا، عالم و از هواء گذشته، این هایی است که در مقام ظهور و بروز، در مقام اثبات ما می‌توانیم بگوئیم این ها اگر بخواهند مرجع برای تشخیص صلاح باشند نه آن کسی که یک حرفی را امروز می‌زند و فردا به خاطر منافع خودش، ١٨٠ درجه خلافش را می‌گوید! آن چه طور [می تواند مرجع برای تشخیص قرار بگیرد؟] می‌گوید نخیر امروز به صلاح است، فردا که می‌آید می‌گوید حالا به فساد شد! چرا؟ بخاطر این که بنده به این مقام رسیدم، الان مطرح کردن این حرف به پریز قبای من برمی خورد! خب در این صورت این که نمی‌شود مرجع باشد. مرجع عقل سلیم است، آن فطرت است که آن فطرت و آن عقل سلیم می‌تواند تشخیص برای فساد...، مثل این که فرض کنید که الان بیایند اسرار نظامی مملکت را پخش کنند، این دیگر نیاز نیست که حضرت آیت‌اللَه کذا بیاید بگوید که آقا این مطلب افساد جامعه است یا نه؟ به بچۀ دبیرستانی هم اگر بگویند که آقا پخش کردن اسرار نظامی مملکت چیست؟ می گوید این موجب از بین رفتن امنیت کشور است. چرا؟ چون عقل سلیم دارد. این عقل سلیم در بچه هم هست. فرض کنید که من باب مثال بیایند بگویند آقا الان اهانت به حاکم مسلمین که در یک شخص بخصوص هست، چه اشکالی دارد؟ عقل سلیم می‌گوید فردی را که یک جامعه پذیرفته است به عنوان رهبر و [حاکم،] تضعیف یک همچنین شخصی تضعیف اصل نظام در این جا به حساب می‌آید، تضعیف، یعنی اهانت، نه اینکه فرض بکنید که مسائل را مطرح کردن به یک نحوی که او را متوجه نقاط اشتباه و خطا بکنند، این مسأله است.