اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲۴

0
فقه

لزوم تأمین جهات وصول به کمال برای افراد در حکومت اسلام

نسخه عربی

جلسه ۲۴

4
  • تمام این مطالب در تحت یک قانون کلی صلاح و رعایت افساد و اصلاح دور می‌زند که آیا گوینده در مقام اصلاح است یا در مقام افساد؟ اگر در مقام افساد باشد باید جلوگیری بشود و اگر در مقام اصلاح باشد، خب این هم مشخص است که مثلاً فرض بکنید که در جامعه، اهل حلّ و عقدی هستند، افرادی هستند که تشخیص می‌دهند این روی چه نظری این مطالب را مطرح می‌کند و اینجاست که مسئلۀ ما در باب آزادی بیان و عقیده، به شکل جدی در این جا مطرح می‌شود. 

  • ما می‌بینیم که در زمان ائمه علیهم السلام مطلب این طور نبود، یعنی در زمان امام، شخص آزادانه می‌آمد و بر خلاف حکومت یک حرفی می‌زد و نمی‌گفتند به او که تو کافری! تو چی چی هستی و این ها حرفها! یا در زمان امام صادق علیه السلام افراد مخالف، حوزه‌های علمی داشتند، حوزه‌های درسی داشتند در بصره که هشام بن حکم می‌رود با شاگردان حسن بصری و این ها بحث می‌کند. 

  • سوال: آن که حکومت اسلام نبوده 

  • جواب: می‌دانم 

  • سوال: امام هم نمی‌تواند جلوگیری بکند...

  • جواب: امام که نگفت بروید اغتیالش کنید، ترورش کنید یواشکی! این را هم که نمی‌گوید. حتی حضرت می‌فرماید نه، بروید با این ها بحث کنید. یا در زمان خود امیرالمومنین؛ در زمان امیرالمومنین می‌آمدند در مسجد کوفه و شروع می‌کردند به کارهای امیرالمومنین اعتراض کردن! این کار تو اشتباه بود! خب این اعتراض به حاکم مسلمین است. فرض کنید که الان اگر یکی به حاکم مسلمین اعتراض بکند چه کارش می‌کنند؟ با سنگ می زنند [شیشه‌ های خانه و ماشینش] را خرد می‌کنند! درب و داغونش می‌کنند! آنجا بلند می‌شدند یا علی تو اشتباه کردی این کار را کردی! امیرالمومنین هم بالاخره می‌گفت یا کردم یا نکردم، من حاکم مسلمین هستم...، یا جوابش را می‌داد به این دلیل، به آن دلیل، فلان. ما می‌بینیم در حکومت امیرالمومنین مخالفتهایی که با حضرت می‌شد، برخورد برخورد این جوری نبود، با این که حکومت دست حضرت بود. و چه بسا ممکن بود این حرفها یک عدهّ ای را هم به دنبال خودش جمع کند ولی در یک حکومت اسلامی ترسی وجود ندارد که فرض کنید آدم بترسد و...، تازه جلوی این مطالب را گرفتن، بدتر می‌کند و مسئله را از پایه خراب می‌کند یعنی تا یک نقطۀ ضعف و چیزی نباشد که نمی‌شود فرض کنید که...! چرا انسان برخورد با ضرب و شتم داشته باشد؟ در زمان امام صادق این همه مکاتب بودند می‌آمدند صحبت می‌کردند، حضرت آنها را رد می‌کرد، آنها حضرت را رد می‌کردند، ابن ابی العوجاء می‌آمد در جلوی جمعیت با حضرت مباحثه می‌کرد، دربارۀ بی دینی و الحاد بحث می‌کرد. در زمان مأمون خلیفۀ عباسی، این همه ملل مختلف را مأمون جمع می‌کرد تا این که با حضرت در مسائل مختلفه بحث کنند و حضرت را محکوم کنند و حضرت هیچ وقت نگفت این ها نصاری هستند من با اینها بحث نمی‌کنم! می‌آمد و صحبت می‌کرد. یعنی ما نداریم در زمان ائمه که بحث‌های مختلف...،