جلسه ۲۴
2در همین راستا ما میتوانیم در اینجا فرض کنید صحبتهایی که از بلندگوهای مساجد میشود حتی اگر وعظ هم باشد، [آنها را هم] مورد لحاظ قرار بدهیم چون صدا صدای بلندی هست این صدای بلند موجب سلب آسایش دیگران میشود، از این نقطۀ نظر موجب مضرتی برای آنها یا موجب سلب اختیار آنهاست. این هم در اینجا فرقی نمیکند. یا این که فرض کنید من باب مثال آمدن زنها به صورت برهنه در شوارع، این یا موجب سلب اختیار دیگران است و دیگران باید خودشان را در حفاظ قرار بدهند، منافی با اختیار است یا اگر موجب سلب اختیار دیگران به این نحو نباشد موجب تعرض به مصالح دیگران در اینجا هست و این هم در اینجا باید مورد دقت قرار بگیرد. بطور کلی در این قالب، این مسائل میآید. حالا این یک مسئله.
مطلب دیگر این که پس اصل کلی ما در اختیارات فرد در یک جامعه این است که اختیار او:
یک؛ موجب سلب اختیار دیگری نباشد.
دوم؛ موجب سلب مصلحتی از مصالح او یا توجه مفسدهای از مفاسد به او باشد. اگر اینطور باشد از نقطۀ نظر عقلی و شرعی در اینجا این اختیار مردود است.
میماند مسائلی که این مسائل هم در همین حیطه قرار میگیرد؛ مسائلی هست که به امنیت اجتماع بر میگردد، موجب سلب اختیار کسی نیست اما طرح این مسائل ممکن است امنیت جامعه را از بین ببرد، اسرار یک جامعه را بخواهد فاش کند. تمام اینها موجب این است که یک مسائل و مفاسدی متوجه جامعه خواهد شد. عقل و شرع در اینجا جلوی اختیار در این مسائل را هم میگیرد.
چطور این که ما در اسلام هم [این گونه موارد را] داشتیم. جریان آن زنی که [خبرچینی می کرد] و فوراً آیه آمد، اول ابوبکر و اینها رفتند و آن[نامه را پیدا] نکردند. بعد حضرت، امیرالمومنین را فرستاد و وقتی که آن زن ممانعت کرد [از دادن آن نامه ای که در آن نامه] مسائل خاصی را که مربوط به اسلام بود و آن شخص راجع به فتح مکه میخواست قضیه را زودتر گزارش بدهد برای آن افراد، امیرالمومنین شمشیر کشیدند وگفتند گردنت را میزنم اگر [آن نامه را تحویل ندهی] چون مصلحت، مصلحت مهمی هست لذا در اینجا حضرت تهدید به قتل کردند تا اینکه آن نامه را از او گرفتند. و حتماً او را هم برگرداندند یا اینکه طرف خبر نداشت و الا فرقی نمی کند چه نامه را بخواهد ببرد یا خودش برود، یا زن خبر نداشت یا اینکه حضرت او را برگرداندند، یکی از اینها بود و در خبر نداریم که آن زن چه شد، ولی طبق قاعده بردن یک همچنین سرّی و یک همچنین نامهای اگر قرار باشد آنقدر در اینجا مهم باشد میبینیم که امیرالمومنین حتی با تهدید به قتل هم این مطلب را به اینجا کشاندند. این فاش کردن اسرار یک مملکت است و خیانت تلقی میشود و نظائرش را ما در زمان پیغمبر باز هم داریم.

