اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آزادی بیان و اندیشه در اسلام

حدود آزادی فکر و تشخیص مرز اصلاح و افساد جامعه

14٬230
فقه

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی موضوع آزادی بیان و اندیشه در اسلام و تبیین حدود اختیارات افراد در جامعه می‌پردازند. بحث با این اصل آغاز می‌شود که اختیار هر فرد تا جایی محترم است که به مصلحت و اختیار دیگران آسیب نزند و به امنیت جامعه لطمه نزند. در ادامه، با تکیه بر سیره‌ پیشوایان معصوم در مواجهه با انتقادات و مخالفان، تفاوت میان ابراز عقیده در مسیر اصلاح با اقدامات تخریبی و افساد در جامعه تبیین می‌شود. در پایان نیز نقش عقل سلیم و فطرت انسانی در تشخیص مصادیق صلاح و افساد مورد تأکید قرار می‌گیرد.

آزادی بیان و اندیشه در اسلام

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی موضوع آزادی بیان و اندیشه در اسلام و تبیین حدود اختیارات افراد در جامعه می‌پردازند. بحث با این اصل آغاز می‌شود که اختیار هر فرد تا جایی محترم است که به مصلحت و اختیار دیگران آسیب نزند و به امنیت جامعه لطمه نزند. در ادامه، با تکیه بر سیره‌ پیشوایان معصوم در مواجهه با انتقادات و مخالفان، تفاوت میان ابراز عقیده در مسیر اصلاح با اقدامات تخریبی و افساد در جامعه تبیین می‌شود. در پایان نیز نقش عقل سلیم و فطرت انسانی در تشخیص مصادیق صلاح و افساد مورد تأکید قرار می‌گیرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آزادی بیان و اندیشه در اسلام

9
  • ... بینی و بین الله این مسئله را مورد مصلحت و رشد برای جامعه می‌دانم. جامعه چطور رشد پیدا می‌کند؟! با حرف من و امثال بنده رشد پیدا می‌کند والاّ شما از کجا می‌فهمید که چنین نظری هم در اسلام هست؟! یک نفر مطلبی را به شما می‌گوید، همه هم یک تکبیر و یک شعار می‌دهید و قبول می‌کنید! این می‌شود نظام!

  • بنابراین اگر نظر مخالف تلقی شود آیا این نظر مخالف به‌معنای فساد در جامعه است؟! اگر فساد در جامعه هست بنابراین شما باید بگویید که تمام مطالبی که از یک کانال مخصوص و از یک خط مخصوص می‌آیند، موجب صلاح و فساد هستند و دیگران اصلاً حق اظهارنظر ندارند! این عین همان استبداد است، فرقی نمی‌کند! اینکه من قضیۀ ولایت فقیه را مطرح کردم یعنی مهم‌ترین قضیه را مطرح کردم! دیگر شما پایین‌تر از آن را هرچه می‌خواهید اسم بگذارید. قوانینی که وضع می‌شوند، قوانینی که در دولت وضع می‌شوند، قوانینی که در جامعه وضع می‌شوند، بعضی از احکام، تغییر و تبدلات و... ، ما مهم‌تر را گرفتیم که اصلاً اصل نظام متکی به آن است.

  • حالا آن مرجعی که تشخیص دهد این مطلب من موجب افساد جامعه است، لعلّ اینکه خود آنها افرادی باشند که متکی به همین مسئله باشند و صلاح خودشان را در این ببینند و نفع خودشان را در این قضیه احساس کنند.

  • مرجع تشخیص صلاح و فساد در یک جامعه

  • روی‌این‌حساب ما می‌توانیم از نقطه‌نظر کلی مطلب را این‌طور مطرح کنیم که اصلاً مرجعی برای صلاح و فساد در یک جامعه نداریم، مرجع عبارت است از همان عقل سلیم و آن فطرتی که آن فطرت مایز بین حق و باطل است، آن فطرت فی‌حدّنفسه اقتضاء می‌کند که مجال ابراز عقیده به یک شخص داده شود یا داده نشود.

  • لذا من‌باب‌مثال اگر شخصی در یک روزنامه و یا جای دیگر، راجع به حجاب بحث کرد که این حجابی که تابه‌حال فقهاء می‌گفتند، حجابی نیست که ما الآن [بخواهیم از آن استفاده کنیم،] حجابِ الآن به‌خاطر این آیه و این دلیل به این شکل است. شما چه دلیلی دارید مبنی بر اینکه الآن این مطلبی را که این شخص مطرح کرده است مفسد است؟! بله، یک‌وقت طرح چنین مطلبی موجب سوء استفاده‌ای می‌شود که آن سوءاستفاده مخرب جامعه است، این را خود شخص هم می‌تواند بفهمد و این را عقل سلیم که حاکم بر اهل حلّ و عقد است تشخیص می‌دهد و می‌گوید: برفرض هم که مطلب شما درست باشد، اگر شما الآن این کار را انجام دهید ممکن است از این واقعه سوءاستفاده شود. این دوباره به چه چیزی برمی‌گردد؟ به ﴿بَلِ ٱلۡإِنسَٰنُ عَلَىٰ نَفۡسِهِۦ بَصِيرَةٞ﴾ که خود انسان در اینجا می‌داند که آیا این مطلبش الآن موجب افساد است یا نیست. اما یک‌وقت من‌باب‌مثال در جامعه‌ای این فرد راجع به اصلی از اصول نظام یا مسئله‌ای از مسائل صحبت می‌کند، دیگر ما نمی‌توانیم در اینجا بگوییم که یک مرجع مشخصی هست برای اینکه تشخیص دهد که آیا این حرفِ به‌خصوص، مفسد جامعه است یا مصلح جامعه است. شما بالاترین مرجع را خود حاکمِ ولی فقیه می‌دانید، بنده می‌گویم که شاید خود حاکمِ ولی فقیه اصلاً این مطلب را متوجه نشود!

/