
آزادی بیان و اندیشه در اسلام
حدود آزادی فکر و تشخیص مرز اصلاح و افساد جامعه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی موضوع آزادی بیان و اندیشه در اسلام و تبیین حدود اختیارات افراد در جامعه میپردازند. بحث با این اصل آغاز میشود که اختیار هر فرد تا جایی محترم است که به مصلحت و اختیار دیگران آسیب نزند و به امنیت جامعه لطمه نزند. در ادامه، با تکیه بر سیره پیشوایان معصوم در مواجهه با انتقادات و مخالفان، تفاوت میان ابراز عقیده در مسیر اصلاح با اقدامات تخریبی و افساد در جامعه تبیین میشود. در پایان نیز نقش عقل سلیم و فطرت انسانی در تشخیص مصادیق صلاح و افساد مورد تأکید قرار میگیرد.
آزادی بیان و اندیشه در اسلام
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی موضوع آزادی بیان و اندیشه در اسلام و تبیین حدود اختیارات افراد در جامعه میپردازند. بحث با این اصل آغاز میشود که اختیار هر فرد تا جایی محترم است که به مصلحت و اختیار دیگران آسیب نزند و به امنیت جامعه لطمه نزند. در ادامه، با تکیه بر سیره پیشوایان معصوم در مواجهه با انتقادات و مخالفان، تفاوت میان ابراز عقیده در مسیر اصلاح با اقدامات تخریبی و افساد در جامعه تبیین میشود. در پایان نیز نقش عقل سلیم و فطرت انسانی در تشخیص مصادیق صلاح و افساد مورد تأکید قرار میگیرد.
آزادی بیان و اندیشه در اسلام
11لذا در این قضایایی که اخیراً اتفاق افتاد، ابراز چنین مطالبی [با عقل سلیم منافات دارد.] ما کاری به نفسالأمر و واقع نداریم، به صحت و سقم واقع قضیه کار نداریم که حالا این مطالبی که اتفاق افتاده است، در نفسالأمر صحیح است یا صحیح نیست بالأخره این نظر شخص است، شخصی ممکن است بگوید که من فلان شخص را مجتهد نمیدانم و واقعاً نداند، ما نمیتوانیم از این نقطهنظر به او اشکال وارد کنیم یا اینکه بگوید که من فلان شخص را لایق برای یک حکومت نمیدانم، این اشکال ندارد، ما به نفسالأمر و مقام ثبوت کار نداریم ولی با توجه به وضع مملکت و امنیت مملکت و امثالذلک، طرح این مسائل به این کیفیت با عقل سلیم منافات دارد.
لذا ما در اینجا میگوییم که خصوصیات فرق میکند و در هر ظرفی به یک نحو است و طرح هر مطلبی به یک نحو دیگر است. یکوقت شما این مطلب را در یک جلسۀ خصوصی مطرح میکنید، نزد چند نفر مطرح میکنید و همین است، مشکلی نیست. منبابمثال بنده یکوقت در یک جلسۀ خصوصی مطرح میکنم و میگویم که از نظر من این ثابت شده است که زید بن اَرقم که الآن در قم هست اصلاً مجتهد نیست، یکوقت هم بالای منبر مسجد اعظم میگویم که زید بن اَرقم مجتهد نیست؛ این الآن در اینجا تنشی بهبار میآورد، خصوصیاتی را بهوجود میآورد، چنین جریاناتی ممکن است که اجتماع را دگرگون کند و مسائلی را بهوجود بیاورد که اینها در وهلۀ اوّل امنیت جامعه را ازبین ببرد. این مسئلۀ مهمی است و همه هم این را میفهمند! یعنی دیگر نیاز نیست به اینکه شما دادگاه تشکیل دهید تا اینکه قاضی مطلب را تشخیص دهد.
محدودۀ آزادی فکر و اندیشه در اسلام
پس برگشت آزادی فکر و اندیشه در اسلام به این است که اختیار این آزادی آیا منوّر برای جامعه است یا اینکه طرح اینگونه مسائل مخرّب برای جامعه است. این مطلب را هر شخصی میتواند تشخیص دهد؛ هم آن کسی که این را مینویسد میتواند تشخیص دهد و هم خواننده میتواند تشخیص دهد و هم اهل حلّ و عقد و عقلای قوم میتوانند تشخیص دهند که طرح چنین مسئلهای اینطور است. مثل اینکه کسی در بحبوحۀ جنگ و جهاد بین یک مملکت با مملکت دیگر، یک قضایای اصل حکومتی را مطرح کند، معلوم است که [این با عقل سلیم نمیسازد.] حالا یکوقت در زمان صلح و امنیت و امثالذلک که هیچ مسئلهای نیست مطرح میکنید [آن یک حرف دیگر است.]
