اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲۳

0
فقه

اصالة الفرد أم اصالة الاجتماع؟!

نسخه عربی

جلسه ۲۳

1
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  •  

  • [یکی از مسائلی که از زمانهای گذشته،] مخصوصاً در این دهه‌های اخیر[مطرح بوده] مسئلۀ حکومت فرد یا حکومت اجتماع و به عبارت دیگر ارزش و قیمت اجتماع یا ارزش و قیمت فرد و یا به عبارت دیگر اصالة الاجتماع و اصالة الفردی است که در بین متکلمین و افرادی که امروزه راجع به مسائل اجتماعی و فردی بحث و صحبت می‌کنند دائر و رائج است. مرحوم علامه هم نسبت به این قضیه در تفسیر المیزان مطالبی دارند حالا من فقط مجمل آن را می‌گویم و مفصّلش را دیگر طبعاً خود آقایان حتماً باید مطالعه کنند چون مسئلۀ بسیار مهمی هست 

  • سؤال: [در علم] کلام هم مطرح شده؟

  • جواب: یعنی همین متکلمین امروزی نه اینکه سابق و اینها.

  • و ما آثاری هم در بین صحبتها در گذشته می‌بینیم، فرض کنید در وقتی که مفسرین راجع به قضیۀ حضرت یونس و حوت صحبت می‌کرند، در آنجا این مسئله مورد نظر قرار گرفته که در وقتی که یک جامعه‌ای در خطر هست فرد باید خودش را فدای جامعه بکند یا اینکه این قضیه در بعضی از ابواب فقهی مد نظر قرار گرفته، مانند جهاد، جایی که یک حکومتی در خطر هست و کفار یک عدۀ خاصی از مسلمین را بعنوان وقایه برای خودشان قرار دادند، در آنجا انسان باید آنها را بکشد و بعد به کفار حمله کند و امثال ذلک. در بسیاری از موارد دیگر، در اینجا این مسئلۀ اصالة الفرد و اصالة الاجتماع، در مطالب مختلفی مورد نظر هست. امروز هم که خب بر این اساس، بنا را بر مسئلۀ دمکراسی و حکومت اجتماع بر فرد قرار دادند و اغلبیت و اکثریتی را که ما از آن تعبیر به اجماع یا شهرت می‌کنیم، آنها هم به نحوی نسبت به این مسئله نظر دارند. البته در بحث شهرت و اجماع، اجماع به این نحوی که در السنۀ اصولیون مطرح است، به یک همچنین نحوی ما اصلاً حتی شاید یک مورد هم برایش نداشته باشیم، به جهت اینکه آن اجماعی که می‌گویند باید حکایت از قول معصوم بکند تمام این اجماعها همه مستند روایی و فقهی دارند و روی این حساب...، مخصوصاً اینکه تمام اجماعاتی که بعد از مرحوم شیخ طوسی هست همۀ اینها مستند به کلام مرحوم شیخ است و حتی بعضی از آنها هم اعتراف کردند بر اینکه جرأت مخالفت با فتوای مرحوم شیخ را اصلاً نداشتند! خب این چه اجماعی است که مستند به رأی یک فقیه باشد؟!