جلسه ۲۳
5اما اگر قرار باشد در اینجا دلیلی را که تمام آنها میآورند نگاه بکنیم، فرض کنید مثل حمزه، دلیلی که حمزه میآورد این است که می گوید عیب است برای عرب که بگویند آمدند در منازل و بَلَد و مدینۀ خود دفاع کردند! این ننگ است! این عار است! هذا عارٌ که بگویند آمدند دفاع کردند! بقیه هم میگویند بله بله! مسئله همین طور است! این ننگ و عار است برای ما و فلان، میرویم خارج[مدینه و در آنجا با آنها جنگ می کنیم.]
آنجا بعضی ها میگویند اگر ما در مدینه باشیم اولاً: یک قوت قلبی برای اهلمان هست.
دوم اینکه میتوانیم از آنها استفاده کنیم، آنها هم از پشت بام و اینها ما را تأیید کنند و از آن طرف هم ما به شوارع مدینه بیشتر آگاهیم و می توانیم آنها را در حصر قرار بدهیم و در این صورت مقاتله با آنها آسان می شود. خب اگر رسول خدا در اینجا باشد با توجه به اینها میگویند اینها دعاوی نفسانی است دیگر. این طرف دعاوی دعاوی نفسانی است ولو اینکه این را یک نفر بگوید. لذا رسول خدا میآید جنگ در مدینه را ترجیح میدهد. بعد آنها که غلبه میکنند میگوید بسیار خب حالا که شما دارید این طور میکنید و راضی نیستید، این طور. چرا رسول خدا در اینجا میآید و قول آنها را ترجیح میدهد؟ چون شاید نمیخواهد توی ذوق آنها بزند. یعنی اینها با این وضعیت و با این کیفیت حالا که خودشان میخواهند این طور بکنند نمیآید توی ذوقشان بزند و خیلی برایشان مشکل هست، میآید با اینها مماشات میکند. ولی بعد در عین حال وقتی قضیه روشن میشود و آنها میفهمند اشتباه کردند حضرت میگوید آن حکمی را که خدا گفته من نمیتوانم از آن حکم دست بردارم، آن حکم را [عوض] بکنم.
سؤال: در یک شورایی که همه از علماء باشند باز نمیتوانیم اکثریت را در اینجا مطرح کنیم؟

