جلسه ۲۳
7پس روی این حساب اجتماعی که در اسلام بر آن اجتماع اهمیّت داده شده، یداللَه مع الجماعه، صلوة الجماعة خیرٌ من کذا، مسائلی که مربوط به حج و اجتماع در حج آمده، افتراق از جماعت مسلمین اینقدر مذمت شده و امثال ذلک، همۀ اینها برای این است که این اجتماع، ظرفیت مناسب را برای تکامل افراد در این موقعیت فراهم و آماده میکند، همه اش برای این است. اجتماع است که در اجتماع، آن ظرفیت مناسب، آن امنیت برای تکامل پیدا میشود. یعنی اگر جامعهای اجتماع نداشته باشد در آن جامعه امنیّت نیست، در آن جامعه خوف است، در آن جامعه تردید است، در آن جامعه تشکیک است، نه اجتماع بما هو هو ملاک باشد، اجتماع که ملاک نیست. چون در این اجتماع و در این اُلفَت و در این وُدّ، امنیت برای وصول به غایات و اهداف مهیا میشود لذا اسلام به اجتماع ارزش و بها داده. پس اجتماع مقدمۀ برای تکامل فرد است[به همین خاطر اجتماع دارای ارزش است] نه [اینکه] نفس الاجتماع من حیث هُوَ هو، این در اینجا موجب ارزش و اینها باشد. حالا گیرم بر اینکه اجتماع باشد اما افراد در این اجتماع به تکامل نرسند، این اجتماع چه فایده دارد؟ پس ارزش و بهاءِ اجتماع، بهای مقدمی است نه [بهاء] غایی و ذی المقدمی است، ارزش و قیمت اجتماع، قیمت مقدمی است نه قیمت غایی. آنچه...
... فرض کنید یک اجتماعی هست که ٩٠% اینها غیر متلزمین و غیر متدینین هستند و١٠% اینها، عشر بالمیئه، اینها افراد متلزم و متدین هستند، خب در رای گیری نسبت به مسائل اخلاقی و...، اینها چه حکم میکنند؟ فرض کنید که میگویند آقا حجرات مشروبات خمر و سکریات باید مفتوح باشد در شوراع! ما باید حکم بکنیم به اجتماع دیگر! ما باید مناظر وقیحه و قبیحه در شواطیء و سواحل داشته باشیم! حکم به اکثریت باید بکنیم دیگر! چرا در اینجا حکم به بطلان [تمام اینها] میکنیم؟ چون این اختیار اکثریت و این شور اجتماعی با مصالح و مفاسد نفس الامریه منطبق نیست. لا ینطبق هذه الدعاوی و هذه النیات بالمصالح النفس الامریه. و این ١٠% منطبق است. پس این مهم است

