جلسه ۲۳
3همین طور در مورد شهرت و امثال ذلک، در مورد اینها هم با توجه به اینکه خب ...
... عمل به شهرت در این صورت ما نمیتوانیم [استناد] کنیم. همین روایتی که الان در بحث اصول این روایت را خواندیم که الاسلام یَجُبُّ ما قبلَه الان بشدّت این روایت مورد طرد و بطلان قرار گرفته دیگر و...، در حالتی که چه کسی هم طرد می کند؟ یک شخصی مثل فرض کنید که آقای خویی، در حالتی که ما قطعاً میدانیم هم روایت درست است و هم...، گرچه میگویند این روایت، روایت مرسل است امّا لسان روایت و خلاصه مضامین روایت، اینها همه دلالت بر صحت و اینها میکند با توجه به اینکه ما آن اخلاق و رفتاری که از پیغمبر سراغ داریم اقتضاء میکند. شهرت هم مثل همین، بر طبق عقاید و منویّات خودشان یک روایت را عمل میکنند و یک روایت را کنار میگذارند، از کجا میدانیم که این شهرتی که الان آمده این روایت را گرفته، این روایت را کنار گذاشته، این دخل و تصرفات ذهنی خودش نبوده؟ بر اساس اینکه این را امام گفته نیامده این را انجام بدهد، بر اساس تقویت فکری، بر اساس ترجیح، بر اساس هزار تا سلیقه و اظهار سلیقه در تعارض بین روایتین آمده یکی را گرفته، آن وقت ما می گوییم این روایت مشهور است.
سؤال: میتوانیم بگوئیم این یک سیرهای بوده که نسبت به این روایت در طول تاریخ، به آن عمل نمیکردند، کل مسلمین عمل نمیکردند حالا ممکن است این از خود امام رسیده باشد ولی ما این را نداریم به لفظ که از امام رسیده باشد ولی در عمل، مسلمین به این روایت عمل نمیکردند.
جواب: این تحقیق از مجتهد است، مجتهد باید تحقیق بکند ببیند یک همچنین سیرهای بوده و اساسش چطور بوده
سؤال: یعنی سیره در دست ما نیست؟
جواب: نیست، چون نیست ما هم نمیتوانیم به آن عمل کنیم. یعنی چون این سیره در دست ما نیست حالا ما نمیتوانیم بگوئیم که چون شیخ صدوق در من لایحضر فتوا به این روایت داده و علمای اطراف خودش هم آن روایت خلاف را گرفتند پس...، نه، لعل اینکه شیخ صدوق هم بر اساس ذهنیات خودش آمده فتوی داده ما نمیتوانیم این را بعنوان یک شهرت بگیریم حتی اگر از قدماء باشند. آخر میگویند اگر شهرت مربوط به قدماء باشد این حجت است اگر متأخرین باشند نه. قدماء هم باشند همین حرف را میزنیم، نسبت به قُدَمایش هم همین طور است. روایتی است که فهم طرف و راوی نرسیده به این قضیه و رد کرده، خوب شاید این از اصح روایات باشد. پس بنابراین در اینجا شهرت نمیتواند...، بله بعنوان یکی از موارد ترجیح میتواند مورد نظر قرار بگیرد نه بعنوان اینکه آخر الکلام، این مسئله باشد، مطلب به این کیفیت نیست.

