اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲۳

0
فقه

اصالة الفرد أم اصالة الاجتماع؟!

نسخه عربی

جلسه ۲۳

2
  • و همین طور ما وقتی که در این موارد اجماع شیخ طوسی نگاه می‌کنیم می‌بینیم که ایشان همین طوری گفته به اجماع طائفة الامامیه! اصلاً حالا یکدانه‌اش[را هم ندیده ها!] بعد نگاه می‌کند می‌بیند ابن زهره آنجا خلاف کرده، این چکار کرده، اون چکار کرده، می‌گوید الاّ فلان، الاّ فلان، بعد معلوم می‌شود در اینجا منظور از اجماع، خودش است! اجماع طائفه یعنی آن رأی مشهور در اینجا هست. 

  • فلهذا ما اصلاً نمی‌توانیم به موارد اجماع تکیه کنیم و هر جا اگر مطلبی دیدید که اجماعی بود باید به سراغ مستند بروید و بدون هیچ گونه ترسی ولو اینکه نظر مخالف با اجماع داشته باشید باید به آن نظریه عمل کنید. اجماع از نظر ما حجت نیست. همین طور شهرت...

  • سؤال: اگر اجماعی هم باشد معلوم نیست حاکی از قول معصوم باشد

  • جواب: بله، همین طور است

  • سؤال: ...

  • جواب: بله من همین را عرض می‌کنم که این اجماع با توجه به این نحوه اجماعی که ما دیدیم، این هیچ برای ما حجت نیست لعل اینکه شاید خیلی ها مخالفت کرده باشند، چطور اینکه اجماع تا زمان مرحوم محقق بر نجاست ماء بئر بود، مرحوم محقق آمد گفت و فی نجاسة ماء البئر تردد، خب الآن آمد اینجا مخالفت با اجماع کرد و ما خیلی موارد می‌بینیم که فقهاء می‌آیند مخالفت با اجماع می‌کنند و کسی حرفی نمی‌زند، این دلیل بر این است که این مسئله حتی بین خود اینها هم محل برای تأمل است، حتی در روایات و اینها حالا که...، البته جایش نیست، ما یک وقتی با مرحوم آقا راجع به کارها و افعالی را که جاهل با توجه به قصور نه تقصیر، انجام داده خب این اجماعی است که لازم نیست اعاده بکند و ... لولا این جهت...، باز در اینجا خلاصه صحبت‌ها این بود که ما مدارک فقهی برای این قضیه داریم نه اینکه فقط یک مسئلۀ اجماعی باشد که تدارک به قضائش لازم نیست و این در حال جهل است، و به روایاتی که در این زمینه آمده از باب حدیث منّة و امثال ذلک که اینها همه دال بر این هستند که اگر احکامی از روی قصور انجام بگیرد منة علی العباد مسئلۀ قضا در آنجا نمی‌تواند مطرح باشد. بله اگر کسی انجام نداده باشد آن یک مطلب دیگر است اما اینکه اگر کسی بخاطر تقلیدِ خلاف، از شخصی تقلید کرده و کشف خلاف برایش شده که این مقلَّدش حکم خلاف گفته، بالاخره در هر صورت ما انزل اللَه را ایتان نکرده در حالتی که اجماعی است که این در اینجا صحیح است. این اجماعی است نه بخاطر اینکه کشف از قول معصوم می‌کند، نه، بخاطر این است که همان کسی که می‌گوید نبایستی این را قضا کند، عقلش اصلاً به او اجازه نمی‌دهد که حکم به قضا کند. چطور ممکن است یک فقیهی بیاید و بگوید به مقلِّدی که آمده تقلید کرده از یک مقلَّدی و بعد کشف خلاف شده که این مقلَّد حکمش اشتباه بوده یا اینکه این طور به نظرش می‌رسد، بر اساس موازین عملی را انجام داده، کدام فقیه می‌گوید آقا بیا دوباره این را انجام بده؟ آنوقت این قضیه را اسمش را اجماع می‌گذارند. این مسئله اجماعی نیست، مسئلۀ عقلی است، یک مسئلۀ عادی است نه اینکه اجماعی باشد.