
نسبت آزادی فردی و رشد اخلاقی در جامعه
حدود آزادی اجتماعی و تفاوت مقام ثبوت و اثبات
بحث درباره تبیین حدود آزادی اجتماعی و نسبت آن با رشد اخلاقی و تکاملی انسانها در جامعه اسلامی است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه تبیین میکنند که هدف از تشکیل جامعه عادله فراهمسازی زمینه رشد و به فعلیت رسیدن استعدادهای انسانی است و آزادی مطلق بدون در نظر گرفتن لوازم تربیتی و اخلاقی با عدالت در تعارض است. مبنای بحث بر این است که ورود فساد و ناهنجاری به فضای عمومی جامعه مانع رشد افراد میشود و آسیبهای عمیقی به همراه دارد. در ادامه، تفاوت میان اعتقاد درونی و تظاهر به فساد یا کفر در ملأ عام بررسی میشود و نشان داده میشود که محدودیتهای دینی ناظر به مقام اثبات و صیانت از فضای رشد جامعه است، نه تجسس در حریم خصوصی افراد.
نسبت آزادی فردی و رشد اخلاقی در جامعه
توضیحات:
بحث درباره تبیین حدود آزادی اجتماعی و نسبت آن با رشد اخلاقی و تکاملی انسانها در جامعه اسلامی است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه تبیین میکنند که هدف از تشکیل جامعه عادله فراهمسازی زمینه رشد و به فعلیت رسیدن استعدادهای انسانی است و آزادی مطلق بدون در نظر گرفتن لوازم تربیتی و اخلاقی با عدالت در تعارض است. مبنای بحث بر این است که ورود فساد و ناهنجاری به فضای عمومی جامعه مانع رشد افراد میشود و آسیبهای عمیقی به همراه دارد. در ادامه، تفاوت میان اعتقاد درونی و تظاهر به فساد یا کفر در ملأ عام بررسی میشود و نشان داده میشود که محدودیتهای دینی ناظر به مقام اثبات و صیانت از فضای رشد جامعه است، نه تجسس در حریم خصوصی افراد.
نسبت آزادی فردی و رشد اخلاقی در جامعه
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
بحث راجع به لزوم موقعیت مناسب و بهعبارتدیگر لزوم ظهور حجت و دلیل برای هدایت و برای به فعلیت رسیدن استعداد بود. این منصۀ به بروز و ظهور رسیدن از نقطهنظر منطق و عقل این مسئله را اقتضاء میکند که خداوند متعال زمینۀ تحقق واقعیات و مسائل نفسالأمریه را برای افراد فراهم کند؛ ولو اینکه افراد بهواسطۀ جهل، منکر تحقق چنین مسئلهای باشند. و لذا ما در آیاتی که مربوط به عقاب افراد در روز قیامت هستند این مسئله را میبینیم.
منبابمثال وقتی که افراد از خدا سؤال میکنند که: ﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَهُمُ ٱلۡمَوۡتُ قَالَ رَبِّ ٱرۡجِعُونِ * لَعَلِّيٓ أَعۡمَلُ صَٰلِحٗا فِيمَا تَرَكۡتُ كَلَّآ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَآئِلُهَا وَمِن وَرَآئِهِم بَرۡزَخٌ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ﴾1 و آیاتی که مربوط به مجیء اجل هستند مثل: ﴿فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ لَا يَسۡتَٔۡخِرُونَ سَاعَةٗ وَلَا يَسۡتَقۡدِمُونَ﴾2 و یا آیهای که مربوط به فرعون است: ﴿ءَآلۡـَٰٔنَ وَقَدۡ عَصَيۡتَ قَبۡلُ وَكُنتَ مِنَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾3 یا آیات و ادلّهای که دلالت میکنند که آن عمل تا وقت اجل باید لحاظ شود و وقتی که اجل آمد دیگر فایده ندارد.
من یکوقت با خودم اینطور فکر میکردم که حالا چه اشکال دارد؟! وقتی که شخص قضیهای برایش ظاهر و روشن میشود، مگر خدا از ما کینه دارد یا اینکه مگر میل و اراده و مشیت خدا مثل میل و اراده و مشیت ما است که براساس اهویه و خواهشهای نفسانی بخواهد مسئلهای را انجام دهد و بگوید که تا الآن من به تو فرصت دادهام و از این به بعد نمیدهم؟! اینطور نیست! اگر شخص واقعاً توبه کرده باشد و واقعاً قضیهای برای او مشهود شده باشد، چرا نباید به او فرصت داده شود؟! یا اینکه یک قضیهای بخواهد برای او منکشف شود چرا نباید از این استفاده کند؟! این چه ملاکی هست؟! این چه قضیهای هست که باید عمل تا وقت دیدن عذاب باشد؟! یعنی مگر خدا مثل ما است که رفتار وکردارش بر این اساس باشد؟! نه! پس چه مسئلهای میتواند در اینجا باشد؟!
- . سوره مومنون (23) آیات 99 و 100. مطلع انوار، ج 13، ص 271:
«تا اينكه مرگ يكى از ايشان را فرا مىگيرد، فريادش بلند گشته مىگويد كه: پروردگارا، مرا بازگردان شايد بتوانم جبران گذشته و مافات بنمايم! ابداً اينطور نخواهد بود و بازگشتى در كار نمىباشد! و اين سخنى است كه از دهان تجاوز نمىنمايد درحالىكه در پيشاپيش آنان عالم برزخ تا روز قيامت امتداد يافته است (و آنان در عالم برزخ به نتيجه كردار خود در دنيا خواهند رسيد).» - . سوره نحل (16) آیه 61. معادشناسی، ج 8، ص 203:
«پس چون اجل آنها فرا رسد يك ساعت نمىتوانند آن اجل را تأخير اندازند؛ و يك ساعت نمىتوانند مقدّم شوند». - . سوره یونس (10) آیه 91. معادشناسی، ج 2، ص 21:
«حالا ايمان مىآورى، درحالىكه گناهان را قبلاً بهجا آوردى و در روى زمين از زُمره مفسدان بودى؟»
- . سوره مومنون (23) آیات 99 و 100. مطلع انوار، ج 13، ص 271:
