جلسه ۲۲
8لذا روایتی که آن روز راجع به امیرالمومنین[بیان شد که] در مسجد کوفه آن دو نفر آمدند و داشتند به صنم[سجده می کردند،] آنها داشتند تظاهر به کفر میکردند والا اگر میرفتند منزلشان این کار را میکردند، امیرالمومنین کاری به آنها نداشت. با این بیان داریم روایت را هم معنا میکنیمها، آن روایت که دارد دو نفر را میآورند و حضرت میفرمایند چرا این کار را کردید و فلان؟ بعد اقرار میکنند و بعد...، چون آمده این مطلب را در ملاء مطرح میکند این اشکال به او وارد است نه این که چون اصل این مطلب فی حد نفسه واقع شده، اگر اصل این مطلب توی حمام اتفاق میافتاد، یک صنم توی حمام درست میکرد میرفت به او سجده میکرد امیرالمومنین کارش نداشت، در خانهاش را هم باز نمیکرد، به کسی هم...، اگر هم کسی درِ خانهاش را باز میکرد میگفت چرا رفتی تحقیق کردی؟ چرا رفتی تجسس کردی؟ چرا رفتی تفحصّ کردی؟ پس اشکال به مقام اثبات و مقام اظهار برمیگردد نه به نفس تحقق اعتقاد خلاف، به آن بر نمیگردد.
آنوقت ما میتوانیم مچ آن افرادی را که در حکومت اسلامی قائل به آزادی هستند بایّ نحوکان، در اینجا بگیریم که کسی با آزادی مخالفت نکرده ولی اگر این آزادی بخواهد صدمه بزند به اعتقاد و موقعیت تربیتی شخص، این آزادی عین تعدی است. خب بنده هم به همین آقا می گویم ایشان اصلاً زنا زاده است! ای آقا چرا به من اهانت می کنی؟ آزادم دیگر، چه اشکالی دارد دلم می خواهد به شما بگویم...؟! می گوید اگر میخواهی به من بگویی زنا زاده، یک وقتی میروی در خانه و در را می بندی و به من میگویی زنا زاده، کسی به تو کاری نداره اما اگر بخواهی این را در ملاء عام بگویی، در اینجا حیثیت من لکه دار شده، الان حیثیت من به خطر افتاده با این مسئله، با این سبّ و با این ناسزا و کلام خلافی که تو داری الان میگویی. پس تمام اشکالات به مقام اثبات دارد بر میگردد. یعنی مقام اثبات است که موجب ظلم خواهد شد نه ثبوت خود قضیه. خود قضیه میخواهد اصلاً کافر باشد باشد، کسی کاریش ندارد. این مقام اثبات موجب میشود که این مسائل ظلم و خلاف عدل و اینها پیدا بشود که انشااللَه بقیه اش برای جلسات بعد.

