جلسه ۲۲
5مسألۀ اول: مسائل ظاهری
مسألۀ دوم: مسائل اخروی، چون هدف، مسائل اخروی است نه دنیوی.
حالا در یک همچنین جامعهای فرض کنید اگر یک زنی بگوید من میخواهم لخت و عریان بیایم در کنار خیابان، آزاد هستم! اعطاء آزادی و اختیار به این زن منافی با عدالت در جامعه است، چون این آزادی با تحقق اصل اولی در رشد این فرد نسبت به مسائل دینی و مسائل دیگر در تعارض قرار میگیرد. هان؟ بالاخره انسان که کور نیست، وقتی می آید بیرون اگر چشمش را ببندد میافتد در جوی، سرش میخورد به دیوار، خب اینکه نمیشود. اگر بگوییم، زن تو بیا بیرون، مرد نیا بیرون، این منافی با آزادی و عدالت برای مرد است...
سوال: ...؟
جواب: حرف شما درست مثل این است که بگوییم آقا جان! ما باید اول در جامعه میکروب وبا را وارد بکنیم، بعد واکسن وبا را در اینجا بیا وریم! خیلی حرف عالی است واقعاً! مثل اینکه بگوییم آقا اول با چکّش بزن دندانت را خرد کن بعد برو پیش دکتر! معنایش این است دیگر، معنایش این است که با چکش بزن توی مغزت، بعد حالا برو بیمارستان بگو آقا حالا که زدم بیا عمل بکن، خیال میکنم این یک منطق...! ببخشیدها...!
دو دلیل روی این مسأله بار است:
دلیل اول اینکه وقتی که یک فسادی در یک جامعه وارد میشود، به همان مقدار فساد از رشد شخص کاسته میشود.
دوم این که آن فساد میآید و جا باز میکند در ذهن شخص.
چرا گفتند که فرض کنید که زنها از توی خانه نیایند بیرون؟ بخاطر این که زن بلند میشود میآید بیرون، با هزار تا افراد برخورد میکند. چرا میگویند که النظرة سهم من سهام الابلیس؟ بگویند آقا فرض کنید که نگاه به زن بکن، بعد با خودت مبارزه کن! آقا دیگر نمیشود مبارزه کرد. لعل این که این نظره بیاید و در دل جا بگیرد و بعد بیرون نرود، چه کارش میکنی؟ خیلی حرف، حرف غلطی است.

