جلسه ۲۲
3پس بنابراین در یک نظام، لازمۀ اولیهاش تحقق آن واقعیت است برای انسان. حالا فرض کنید که من باب مثال اگر در روز قیامت همین شخص جاهل، همین شخص نادان بیاید بگوید که به واسطۀ بعضی از مسائل، بعضی از نحوۀ تربیتها، بعضی از نحوۀ خصوصیات و اینها ما نتوانستیم ایمان بیاوریم، اما فرض کنید که اگر موقعیت برای ما بود، اگر ما افراد صالح را میدیدیم، اگر ما قوانین صحیح را میدیدیم، اگر آن اجتماع را میدیدیم، ما هم مثل بقیه ایمان میآوردیم، خدایا تو بایستی برای ما روشن بکنی، با اینکه ما گفتیم نمی خواهیم ایمان بیاوریم اما اگر موقعیت برای ما روشن میشد، اگر زمینه برای ما آماده میشد، ما در اینجا از آن خواستههای خودمان دست بر میداشتیم، آیا لطف و عنایت خدا اقتضاء نمیکند که جواب یک همچنین فردی را بدهد؟ یا این که به صرف اینکه فرض کنید یک رسولی بیاید و بگوید آقا فلان و این حرفها...، خدا بگوید نمیخواهید نخواهید، شما مختار هستید و در اختیار خودتان هم هر کاری دلتان میخواهد میکنید و بعد هم در روز قیامت تمام این استعدادها و این ها، همین طوری مختفی بماند و هیچ گونه به فعلیت نرسد این استعدادها! آقا این غلط است، یعنی لازمۀ لطف و عنایت پروردگار این است که با وجود یک همچنین انکاری، باز زمینه را فراهم کند، زمینه و ظرفیت را مهیّا کند برای بروز و ظهور استعدادات.
حالا بر اساس این ملاک که ملاک استجلاب وصول به اهداف و غایات است از ناحیۀ مقتضای نفس بشری، از پروردگار متعال، به مقتضای این، لطف خداوند متعال شامل حال بندگان میشود و پیغمبران را مبعوث میکند. اولین شرط برای بعثت پیغمبران، تحقیق ظرفیت مناسب برای رشد و تکامل افراد است. آیا ممکن است پیغمبران بیایند در یک ظرفیت غیر مناسب؟ نمیشود بیایند. پس بنابراین شرط اولیِ برای رشد این است که ظرفیت، ظرفیت مناسبی باشد، ظرفیت، ظرفیتی باشد که شخص بتواند در این ظرفیت رشد کند. اگر ظرفیت، ظرفیت نامناسبی باشد، آن نقض غرض خواهد بود. این یک مسأله.

