جلسه ۲۲
4مسألۀ دیگر که از ناحیۀ دیگر ما میتوانیم در این جا وارد بشویم، مسأله، مسألۀ عدل است. شکّی نیست که عدل یکی از قوانین فطری و قوانین عقلی است. یعنی تحقق عدل و تحقیق عدل، عدل را ایجاد کردن، چه عدل در زمینۀ فردی چه عدل در زمینۀ مسائل اجتماعی، این یکی از مسائل عقلی و فطری است. در جامعهای که عدل نباشد آن جامعه، محکوم به زوال است. در جامعهای که عدل نباشد یعنی ظلم باشد، بنده فرض کنید که سرقت کنم، شما سرقت کنید، آن تجاوز کند، آن ظلم کند، آن تعدّی بکند، عدل شرط اولیۀ یک ظرفیت اجتماعی برای رشد و تکامل است، لذا پیغمبر میفرماید: الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم، با ظلم نمیشود ملک و سلطنت باقی بماند. این عدل شرط اولیه است و آیات قرآن هم در این زمینه هست، لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا بِالْبَيِّنٰاتِ وَ أَنْزَلْنٰا مَعَهُمُ اَلْكِتٰابَ وَ اَلْمِيزٰانَ لِيَقُومَ اَلنّٰاسُ بِالْقِسْطِ... ﴿الحدید، ٢٥﴾
این معنای عدل چیست؟ عدل یعنی وضع کل شیء فی موقعه یعنی در جامعه موقعیتی برای افراد مهیا بشود که اینها در این موقعیت، قابلیّت برای به فعلیت در آوردن استعدادات خودشان را داشته باشند، این معنا، معنای عدل است. یعنی این جامعه باید جامعهای باشد که اگر یک شخص بخواهد برای معیشت خودش تلاش بکند مانع و رادعی نداشته باشد، این معنای عدل است. یعنی این جامعه به نحوی باشد که اگر این شخص بخواهد صبح از منزل برود بیرون، کسی به او تعدی نکند، این معنای عدل است. این جامعه باید جامعه ای باشد که اگر شخص بخواهد از منزل برود بیرون، خیالش از منزل خودش و از عیالش و از بچههای خودش در منزل، آسوده باشد، این معنای عدل است، باید به نحوی باشد که شرائط معیشت برای این شخص، در این جامعه آماده باشد، این یکی.
دوم: شرائط رشد اخلاقی باید در این جامعه باشد، اگر جامعه، جامعهای باشد که شخص وقتی که میخواهد از منزل بیاید بیرون، از نقطۀ نظر فکری و از نقطۀ نظر اخلاقی با موانعی برخورد کند، این جامعه، جامعۀ عادلی نیست، جامعهای که اقتضای جامعه به رشد در آوردن قوا و استعدادات هست، با ظهور مناظر و با ظهور قضایایی که منافی با این رشد و ظهور است، این تعارض دارد، این مخالف با عدل است، چرا؟ چون بحث راجع به این جا بود که باید جامعه، جامعهای باشد که فردی را که می خواهد به کمال برساند، شرائط را یرای او آماده بکند نه جامعه ای که[شرائط را آماده می کند برای فردی که] فرض کنید فقط میخواهد هیکلش را بزرگ بکند، این فرض کنید در بیابان که علف هم آنجا فراهم است[می تواند به این مطالب برسد.] جامعهای که میخواهد فرد را به تکامل برساند، نه جامعهای که میخواهد فرض کنید که اطفاء شهوت را در این پیاده کند، این خیلی جاهای دیگرمیتواند این کار را انجام بدهد. اصل اولی و مبنای ما در جامعه این بود که رشد و تعالی فرد در این جامعه تضمین بشود، این مسألۀ ما بود، بر این اساس گفتیم جامعه باید جامعۀ عادله ای باشد. جامعۀ عادله فقط جامعهای نیست که به مسائل زندگی فرد بپردازد [بلکه] به دو مسأله باید بپردازد:

