اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲۲

0
فقه

فصل دوم: لزوم ظهور حجّت و دلیل برای هدایت و فعلیّت استعدادات - فصل سوم: مسأله عدل و ارتباط آن با بحث ارتداد

نسخه عربی

جلسه ۲۲

1
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  •  

  • بحث راجع به لزوم موقعیت مناسب و به عبارت دیگر، لزوم ظهور حجّت و دلیل برای هدایت و برای به فعلیّت رسیدن استعداد بود. این منصۀ به بروز و ظهور رسیدن، از نقطۀ نظر منطق، منطق و عقل اقتضاء می‌کند که خداوند متعال زمینۀ تحقق واقعیات و آن مسائل نفس الامریه را برای افراد فراهم کند ولو این‌که افراد به واسطۀ جهل، خودشان منکر تحقق یک همچنین مسأله‌ای باشند و لذا ما در آیاتی که مربوط به عقاب افراد در روز قیامت هست، این مسأله را می‌بینیم.

  • فرض بکنید که وقتی افراد سوال می‌کنند از خدا حَتّٰى إِذٰا جٰاءَ أَحَدَهُمُ اَلْمَوْتُ قٰالَ رَبِّ اِرْجِعُونِ ﴿المؤمنون‌، ٩٩﴾ لَعَلِّي أَعْمَلُ صٰالِحاً فِيمٰا تَرَكْتُ كَلاّٰ إِنَّهٰا كَلِمَةٌ هُوَ قٰائِلُهٰا وَ مِنْ وَرٰائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿المؤمنون‌، ١٠٠﴾ این رَبِّ اِرْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صٰالِحاً فِيمٰا تَرَكْتُ معنایش این است که...، 

  • من یک وقتی راجع به این مسأله فکر می‌کردم که خب چه اشکال دارد که خداوند این[درخواست رجوع انسان به این دنیا را قبول کند؟] مگر خواست و مشیت خدا مثل خواست و مشیت ماست؟ در بعضی از عبارات، این‌طور معنا آمده است که... فَإِذٰا جٰاءَ أَجَلُهُمْ لاٰ يَسْتَأْخِرُونَ سٰاعَةً وَ لاٰ يَسْتَقْدِمُونَ ﴿الأعراف‌، ٣٤﴾... إِذٰا جٰاءَ أَجَلُهُمْ فَلاٰ يَسْتَأْخِرُونَ سٰاعَةً وَ لاٰ يَسْتَقْدِمُونَ ﴿یونس‌، ٤٩﴾... فَإِذٰا جٰاءَ أَجَلُهُمْ لاٰ يَسْتَأْخِرُونَ سٰاعَةً وَ لاٰ يَسْتَقْدِمُونَ ﴿النحل‌، ٦١﴾ و یا این‌ آیه‌ای که مربوط به فرعون است که آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ اَلْمُفْسِدِينَ ﴿یونس‌، ٩١﴾ یا این‌که آیات وادلّه ای‌ که دلالت می‌کند تا وقت اجل آن عمل بایستی که لحاظ بشود و وقتی که اجل آمد دیگر فایده ندارد، من یک وقتی با خودم این‌طور فکر می‌کردم خب حالا چه اشکال دارد...؟ وقتی که یک شخصی، یک قضیه‌ای برایش ظاهر می‌شود، یک قضیه‌ای برایش روشن می‌شود، مگر خدا دقّ دلی دارد از ما؟ یا این‌که مگر میل واراده و مشیت خدا مثل میل و اراده و مشیت ماست که بر اساس اهویه وخواهشهای نفسانی بخواهد مسأله‌ای را انجام بدهد که بگوید تا الآن من به تو فرصت دادم، از این به بعد نمی‌دهم؟ خب نه، اگر شخص واقعاً توبه کرده باشد، و واقعاً یک قضیه‌ای برای او مشهود شده باشد، چرا نباید به او فرصت داده بشود؟ یا این‌که یک قضیه‌ای برای او بخواهد منکشف بشود چرا از این نباید استفاده بکند؟ خب این چه ملاکی هست؟ این چه قضیه‌ای هست که باید عمل تا وقت دیدن عذاب باشد؟ نه، یعنی مگر خدا مثل ماست که رفتارش وکردارش بر اساس این باشد؟ نه. [پس] چه مسأله‌ای می‌تواند در این جا باشد؟