جلسه ۲۱
5فرض کنید انسان در روز قیامت بیاید ببیند...، یا اینکه خدا بدون ارسال رسل و انزال کتب همین طوری یک مرتبه ببرد خب این عیب ندارد. نظام عالم نظام ترتیب و نظام ابأ اللَه الّا ان یجری الامور باسبابها است اگر آن طور است که میبینیم نیست. خب حالا ابأ اللَه الّا ان یجری الامور باسبابها هر چیزی باید با سبب باشد این از یک طرف، از یک ناحیهی دیگر خداوند در ما استعداد و قوا قرار داده و اینها به فعلیت نمیرسد الا به واسطه و به دلیل، این هم از یک ناحیه، این دو جهت موجب میشود که خداوند ارسال رسل و انزال کتب را بکند بنابر استدعای ما، بنابر استجلاب ما، بنابر خواست و طلب ما. این را میگویند قانون فطری. قانون فطری و قانون عقلی در اینجا اقتضاء میکند که این انبیاء و تدوین احکام برای هدایت انسان باشد. حالا که مساله به اینجا رسید ما مطلب را در دو بحث مطرح میکنیم:
بحث اول مساله مربوط به افراد مکلفین و افراد بالغ و عاقل در یک مجتمع است که نفس اقتضای فطری آنها اقتضاء میکند که خداوند زمینه و موقعیت را برای رشد و هدایت آنها فراهم کند. اقتضا نمیکند؟ حالا فرض کنید که من باب مثال اگر اینها افرادی باشند، یعنی ما این طور مساله را مطرح میکنیم، این طور قضیه را مطرح میکنیم که اگر یک شخص جاهلی باشد، بیست سالش باشد، بیست و پنج سالش باشد- این نحوهای که من عرض میکنم در متون نیست، کیفیت استدلال به این نحو در متون نیست- اگر یک شخصی بیست سال و بیست و پنج سال سنش باشد و بگوید من نمیخواهم مسلمان بشوم، اگر هم نبی بیاید قبول نمیکنم، از اول در را به رویش ببندد، این به خدا میگوید خدایا من جاهل بودم تو لطفت کجا رفته؟ تو هم لطف نداشتی نسبت به من؟ حالا من آدم نفهمی بودم، من جاهل بودم، من جوان بودم آیا نباید یک زمینهای برای من فراهم میشد؟ با وجود آن زمینه اگر باز انکار میکردم آن موقع بر علیه من حجت تمام بود. ولی اگر زمینه برای من نبود، با اینکه من آدم جاهلی بودم اگر اسلام به من عرضه میشد، مسلمانان را میدیدم، حکومت اسلام را میدیدم، پیغمبر را میدیدم لعل اینکه تبدل و تغیر پیدا میکردم. هان؟

