جلسه ۲۱
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
[ارسال رسل و] انزال کتب اولاً بلا اول، این مقتضای استدعای فطری افراد است. یعنی فطرت افراد، استجلاب هدایت و کمال را میکند و بناءً علی هذا خداوند متعال این بعثت انبیاء و ارسال رسل را تعیین و تقریر فرموده است و ما در این زمینه از نقطهی نظر عقل و از نقطهی نظر شرع و نقل، مطالبی داریم. از نقطهی نظر عقل این است که بر اساس فطرت اگر خداوند متعال استعداد و قابلیتی را به یک ذاتی عنایت کند، برای عدم لغویت این اعطاء لازم است که شرایط فعلیت و ظهور این استعداد را فراهم کند و الّا نفس این استعداد و قابلیت، لغو میماند.
فرض کنید که اگر شما یک ماشینی درست کنید و این ماشین باید بنزین داخلش بریزید تا اینکه راه برود، حالا اگر ماشین را درست کردید اما بنزین را تهیه نکردید، خب ساختن این سیاره لغو خواهد بود. استعدادی که خداوند در وجود انسان و در وجود بشر قرار داده است آیا این استعداد فقط استعداد برای حیات دنیوی است؟ اگر این است خب نیازی به این همه کمالات و قوا و چیزها و مسائلی که در وجود انسان هست نبود، خب گاو و الاغ هم یک چنین استعدادِ بودنِ در این حیات را دارند! اگر منظور این است خب این چه فرق میکند؟ حیوانات هم در همین دنیا هستند و زندگی میکنند و اطفاء شهوات میکنند و بعد هم از دنیا میروند. و غذا غذاست دیگر، چه فرقی میکند؟ شما یک وقتی کاه بخورید، یک وقتی حالا آن چیزی که در کاه است که برنج است یا گندم و ؟ هست آن را طبخ کنید و بخورید، هر دویش که یکی است. هر دویش برای این است که این شکم پر شود. این که در اینجا مورد مایز بین حیوان و بین انسان نیست.
پس اگر منظور از استعدادات و قوایی که در وجود انسان هست انقضاء همین حیات دنیاست احتیاجی به این همه استعدادات نبود. احتیاجی به این فکر نبود، احتیاجی به این عقل نبود، احتیاجی به این نفس ناطقه نبود، خب شما هم مثل یک فیل مثل یک حیوان دیگر بودید، این هم بر حسب مدرکاتش در انقضاء حیات دنیوی خودش، به آن مقتضاء، فهم و ادراکش میرسد و انجام میدهد.

