اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فطرت انسان و غایت خلقت

نقش حکم فطری در بعثت انبیاء و هدایت بشر

14٬227
فقه

بحث هدف از خلقت انسان یکی از مهم‌ترین مباحث فطری و فلسفی است که فطرت بشر با توجه به سرمایه‌های وجودی خود، به ضرورت وجود غایتی برای آن حکم می‌کند. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین این مسئله می‌پردازند که گذران زندگی در دنیا بدون هدف و به هر کیفیتی با حقیقت خلقت انسان منافات دارد و غایت اصلی خلقت، رسیدن به مقام معرفت و کمال است. در ادامه، با تکیه بر آیات قرآن کریم و دلایل عقلی، نشان داده می‌شود که بعثت انبیاء و نزول شرایع نه به عنوان تکالیفی تحمیلی، بلکه در پاسخ به استدعای ذاتی و فطری انسان برای رسیدن به هدایت و کمال مطلق شکل گرفته است و بشر برای رفع جهل و رسیدن به اقرب طریق، نیازمند راهنمایی الهی است.

فطرت انسان و غایت خلقت

توضیحات:

بحث هدف از خلقت انسان یکی از مهم‌ترین مباحث فطری و فلسفی است که فطرت بشر با توجه به سرمایه‌های وجودی خود، به ضرورت وجود غایتی برای آن حکم می‌کند. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین این مسئله می‌پردازند که گذران زندگی در دنیا بدون هدف و به هر کیفیتی با حقیقت خلقت انسان منافات دارد و غایت اصلی خلقت، رسیدن به مقام معرفت و کمال است. در ادامه، با تکیه بر آیات قرآن کریم و دلایل عقلی، نشان داده می‌شود که بعثت انبیاء و نزول شرایع نه به عنوان تکالیفی تحمیلی، بلکه در پاسخ به استدعای ذاتی و فطری انسان برای رسیدن به هدایت و کمال مطلق شکل گرفته است و بشر برای رفع جهل و رسیدن به اقرب طریق، نیازمند راهنمایی الهی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فطرت انسان و غایت خلقت

4
  • ذکر غایت خلقت در آیات قرآن

  • یا اینکه من‌باب‌مثال آیاتی که دلالت می‌کنند بر اینکه خلقت آسمان و زمین برای این است که شما به حق برسید؛ لِتَعلموا ﴿بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ﴾1 عبارت است از عرفان، عبارت است از رسیدن به حق، این غایت برای خلقت انسان است.

  • منظور از عبادت همان عرفان به حق

  • یا من‌باب‌مثال آیاتی که می‌گویند: ﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ﴾2 که می‌فرمایند: «غایت از خلقت عبادت است، منظور از عبادت همان عرفان به حق است». ﴿لِيَعۡبُدُونِ﴾ یعنی مقام عبودیت. به مقام عبودیت برسند یعنی به مقام عرفان و معرفت برسند. برفرض اینکه ما آن روایاتی را هم که در اهل تسنّن باشد قبول نکنیم، همین نفس ﴿لِيَعۡبُدُونِ﴾ به‌معنای نماز خواندن و روزه گرفتن نیست بلکه عبد باشد، عبد در صورتی است که انسان معرفت به مولا داشته باشد والاّ عبد نیست. این یک مسئله است.

  • شناخت مولا شرط لازم برای عبادت

  • ترتّب عبادت بر شناخت

  • لذا این مطلبی که از مرحوم آقا شیخ محمدعلی کاظمی نقل می‌شود بر این که ما به‌دنبال فلسفه و عرفان نمی‌رویم برای اینکه کاری به معرفت مولا نداریم که مولا کیست، وظیفۀ ما عبودیت است، مولا هر کسی که می‌خواهد باشد و دارای هر تعریف و حد و صفتی که می‌خواهد باشد، بنده در مقام عبودیت باید اطاعت کند،3 این دلیل کاملاً باطل است و از مرحلۀ عقل و منطق خارج است! چون تا انسان مولا را نشناسد نمی‌تواند او را عبادت کند، عبادت مترتّب بر شناخت است. همان‌طور ‌که می‌فرماید: ﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ﴾؛ تا اینکه عبادت کنند. این عبادت یعنی در مقام عبودیت بربیایند، یعنی نماز را بهتر بخوانند، کارشان را در دنیا بهتر انجام بدهند، بینش‌شان در دنیا بهتر باشد. لازمۀ عبادت کردن شناخت پروردگار است و همان‌طور که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌فرماید: «ما عَبَدتَ الله خوفاً مِن ناره و لا طمعاً إلی جنّتِه بل وَجَدتُه أهلاً للعبادة فعَبَدتُک»4 معنای این کلام این است که آن عبادت، عبادت عبید است و آن عبادت، عبادت تجّار است. همان‌طور که می‌فرماید: این عبادت، عبادت واقعی است. لازمۀ «وَجَدته أهلاً» عرفان و شناخت است، چرا «وَجَدته أهلاً للعبادة»؟! چون او را شناخته است. بنابراین مطلب ایشان (مرحوم کاظمی) خالی از تأمل بوده و باطل است.

    1. . سوره لقمان (31) آیه 30: ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِ ٱلۡبَٰطِلُ وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡكَبِيرُ﴾. رساله بدیعه، ص 27:
      «اين از آنجاست كه خداوند حق است و جز او هر معبودى باطل است و همانا خداوند هم او برتر و بزرگ است.»
    2. . سوره ذاریات‌ (51) آیه 56. امام شناسی، ج 8، ص 48:
      «من انس و جن را نيافريدم مگر براى اينكه مرا عبادت كنند.»
    3. . به نقل از یکی از بزرگان فقه. جهت اطلاع بیشتر به اسرار ملكوت، ج ‌2، ص 411 و متن جلسات شرح حكمت متعاليه، ج ‌2، ص 14 رجوع شود.
    4. . بحار الأنوار، ج 6۷، تتمة أبواب مکارم الأخلاق، باب 53، ص۱۹۷؛ عوالی اللئالی، ج ۱، ص 4۰4، ح 63:
      «قال أمیرُ المُؤمِنِین صلواتُ اللّهِ علیهِ: ما عبدتُک خوفاً مِن نارِکَ و لا طَمَعاً فی جَنّتِکَ و لکن وَجَدَتُک أهلاً لِلعِبادةِ فعَبَدتُک.»
/ 380