
فطرت انسان و غایت خلقت
نقش حکم فطری در بعثت انبیاء و هدایت بشر
بحث هدف از خلقت انسان یکی از مهمترین مباحث فطری و فلسفی است که فطرت بشر با توجه به سرمایههای وجودی خود، به ضرورت وجود غایتی برای آن حکم میکند. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین این مسئله میپردازند که گذران زندگی در دنیا بدون هدف و به هر کیفیتی با حقیقت خلقت انسان منافات دارد و غایت اصلی خلقت، رسیدن به مقام معرفت و کمال است. در ادامه، با تکیه بر آیات قرآن کریم و دلایل عقلی، نشان داده میشود که بعثت انبیاء و نزول شرایع نه به عنوان تکالیفی تحمیلی، بلکه در پاسخ به استدعای ذاتی و فطری انسان برای رسیدن به هدایت و کمال مطلق شکل گرفته است و بشر برای رفع جهل و رسیدن به اقرب طریق، نیازمند راهنمایی الهی است.
فطرت انسان و غایت خلقت
توضیحات:
بحث هدف از خلقت انسان یکی از مهمترین مباحث فطری و فلسفی است که فطرت بشر با توجه به سرمایههای وجودی خود، به ضرورت وجود غایتی برای آن حکم میکند. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین این مسئله میپردازند که گذران زندگی در دنیا بدون هدف و به هر کیفیتی با حقیقت خلقت انسان منافات دارد و غایت اصلی خلقت، رسیدن به مقام معرفت و کمال است. در ادامه، با تکیه بر آیات قرآن کریم و دلایل عقلی، نشان داده میشود که بعثت انبیاء و نزول شرایع نه به عنوان تکالیفی تحمیلی، بلکه در پاسخ به استدعای ذاتی و فطری انسان برای رسیدن به هدایت و کمال مطلق شکل گرفته است و بشر برای رفع جهل و رسیدن به اقرب طریق، نیازمند راهنمایی الهی است.
فطرت انسان و غایت خلقت
3فطری بودن ترتّب و تعاقب غایت و هدف بر خلقت انسان
یکی از مسائل فطری، ترتّب و تعاقب غایت و هدف بر خلقت انسان است؛ یعنی نمیشود که این انسان با توجه به این شرایط و استعدادات و ملکات، بدون هدف خلق شود. این یکی از مسائلی است که مورد نظر و اثبات قانون فطرت است؛ اگرچه ممکن است این مسئله مانند مسئلۀ اوّل یک حضور علمی برای انسان در همۀ مراحل و مراتب نداشته باشد، گاهگاهی هست، بیاید، برود، جرقّههایی بزند، و اینطور نباشد که همیشه برای انسان مثل حضور عینی وجود خود انسان و به علم حضوری باشد بلکه این در وجود انسان هست و با مختصر عنایت و تأمّلی برای انسان روشن و آشکار میشود. خداوند متعال خلقت انسان را براساس این مسئلۀ فطری در قرآن بیان میکند:
یکی از آیاتی که دلالت بر این مطلب میکند آیۀ: ﴿أَفَحَسِبۡتُمۡ أَنَّمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ عَبَثٗا وَأَنَّكُمۡ إِلَيۡنَا لَا تُرۡجَعُونَ﴾1 است که دلالت میکند بر هدف و غایتی که از این خلقت برای انسان هست. در این آیه میفرماید که زندگی شما عبث نیست، شما به ما برمیگردید؛ یعنی اینطور نیست که یله و رها باشید، بالأخره بعد سر و کارتان با ما خواهد بود.
منافات داشتن گذران زندگی در این دنیا به هر کیفیتی با خلقت انسان
ما از اینجا استفاده میکنیم که گذران زندگی در این دنیا بأیِّنحوٍکان و به هر کیفیتی با خلقت انسان منافات دارد. اگر کسی بخواهد که در این دنیا هر طوری بیاید و هر طوری برود و هر ظلمی بکند و هر کسی را بکشد و هر تجاوز و غصبی را انجام دهد، این کارها با ﴿أَفَحَسِبۡتُمۡ أَنَّمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ عَبَثٗا﴾ منافات دارند.
کیفیت رجوع به پروردگار
رجوع به پروردگار باید رجوع منطقی باشد؛ والاّ اگر آدم کافر به خدا رجوع کند، آدم مؤمن هم رجوع کند پس ﴿وَأَنَّكُمۡ إِلَيۡنَا لَا تُرۡجَعُونَ﴾ چه معنا دارد؟! چون بحث فقط صرف رجوع است! اما صرف رجوع [کافی] نیست بلکه صرف رجوع با عمل صالح است، صرف رجوع است با ارائۀ یک حیات طیبه است. پس آیۀ ﴿أَفَحَسِبۡتُمۡ أَنَّمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ عَبَثٗا وَأَنَّكُمۡ إِلَيۡنَا لَا تُرۡجَعُونَ﴾ با گذراندن حیات به هر نحوی در تعارض است.
- . سوره مؤمنون (23) آیه 115. معادشناسی، ج 2، ص 192:
«آيا چنين مىپنداشتيد كه ما شما را بيهوده و بدون نتيجه و غايت آفريدهايم، و شما بهسوى ما بازگشت نخواهيد نمود؟!»
- . سوره مؤمنون (23) آیه 115. معادشناسی، ج 2، ص 192:
