جلسه ۲۰
8سؤال: اگر کسی اینجا بگوید که ما قبول داریم که فطرتِ ما اقتضای میل به سوی کمال و علم و اینها را دارد، در اقتضاء فطرت ما بحثی نیست، منتهی این اقتضاء فطری ما، ما را وادار میکند بر اینکه خودمان تلاش کنیم، با فکر خودمان، با سعی خودمان و با تلاش خودمان، برویم دنبال علم.
جواب: هیچ اشکالی ندارد. ما میگوئیم شما با فکرتان، با سعیتان، با تلاشتان بروید، سرتان به سنگ نخورد، ما میآئیم از شما تبعیت میکنیم، متابعت میکنیم، ما میگوئیم حرفی نداریم، شما بروید منتهی صحبت در این است که این مطلب را اولاً فطرت شما میگوید هر فطرتی نمیگوید، چون فطرت، یکی از مسائلی که او را موجب میشود که به سمت این برود...، همین که میگوید من استعدادها را به شکوفائی برسانم، اثبات جهل را بر خودش دارد میکند، می گوید جاهل است، حالا صحبت در این است که آیا در از بین بردن این جهل، تو در فاعلیّت تامّ هستی؟ همۀ جهالتها را میتوانی ببری یا نه؟ اینها در مسئلۀ پزشکیشان یک میلیون برایشان مجهول است چهار تای آن را حل کردند، حالا چه برسد به اینکه بخواهند مجهولات نَفسشان را بیایند حل بکنند! کجایش این طور است؟ اگر هم بگویند آمدند دروغ جعل میکنند! این که مینشینند فرض بکنید این همه قانون و این حرفها، جعل میکنند، بعد میآیند میگویند این جایش خراب شد، تبصره میگذارند، این مال چیست؟ یعنی شما وقتی قانون را عمل کردید، بعد از دو سال متوجه شدید که این قانون اشتباه است، پس دو سال در اشتباه بودید، این دو سالی که شما در اشتباه هستید، پاسخگوی آن کیست؟
سؤال: جواب میدهند که این سیر تکاملی است، بشر از آن ابتداء دارد این سیر را ادامه میدهد.
جواب: حالا ما این را جواب میدهیم، حالا اگر ما راهی برای شما پیدا کردیم که این سیر تکاملی وجود نداشت، از اول شخص در مسیر کمال بود، چه جواب میدهید؟ کدام بهتر است؟ کدام ترجیح دارد؟ به جای اینکه یک شخصی از ابتداء خودش بلند شود برود الفباء را یاد بگیرد برود بالا، از اول ما برایش یک معلم گذاشتیم، کدامیک از این دو تا راجح است؟ بعثت انبیاء مال این است.

