جلسه ۲۰
2یکی از مسائل فطری ترتب و تعاقب غایت و هدف است بر خلقت انسان که این انسان با توجه به این شرائط و استعدادات و ملکات، بدون هدف نمیشود خلق بشود. این یکی از مسائلی است که مورد نظر و اثبات قانون فطرت است گرچه این مسأله مانند مسألۀ اول، ممکن است یک حضور علمی برای انسان در همۀ مراحل و مراتب نداشته باشد، گاه گاهی هست، بیاید، برود، جرقّههایی بزند و این طور نباشد که همشه برای انسان مثل حضور عینی وجود خود انسان و به علم حضوری باشد بلکه این در وجود انسان است و با مختصر عنایتی و تأمّلی، این قضیه برای انسان روشن و آشکار میشود. بر اساس این مسألۀ فطری، خداوند متعال این خلقت انسان را در قرآن بیان میکند:
یکی از آیاتی که دلالت بر این مطلب میکند آیۀ أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّمٰا خَلَقْنٰاكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنٰا لاٰ تُرْجَعُونَ ﴿المؤمنون، ١١٥﴾ است که دلالت میکند بر هدف و غایتی که از این خلقت، برای انسان[ لحاظ شده است،] یعنی در این آیه میفرماید که زندگی شما، زندگی عبث نیست، شما به ما برمیگردید، یعنی این طور نیست که شما یله و رها باشید، بالأخره بعد سر و کلهتان با ما خواهد بود. از اینجا ما استفاده میکنیم که گذران زندگی در این دنیا بأیِّ نحوٍ کان و به هر کیفیتی، این با خلقت انسان منافات دارد. کسی که بخواهد در این دنیا هر جوری بیاید و هر جوری برود و هر ظلمی بکند و هر کسی را بکشد و هر تجاوز و غصبی را بخواهد انجام بدهد، این با این أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّمٰا خَلَقْنٰاكُمْ عَبَثاً منافات دارد، یعنی این رجوع به پرودگار باید رجوع منطقی باشد و الا اگر آن آدم کافر رجوع به خدا بکند، آدم مؤمن هم بکند پس وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنٰا لاٰ تُرْجَعُونَ چه معنا دارد؟ چون بحث فقط صرف رجوع است! صرف رجوع که نیست صرف رجوع است با عمل صالح، صرف رجوع است با ارائۀ یک حیات طیبه،...، أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّمٰا خَلَقْنٰاكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنٰا لاٰ تُرْجَعُونَ این با گذراندن حیات به هر نحوی در تعارض است.

