اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲۰

0
فقه

بخش پنجم: هدف از خلقت انسان - فصل اوّل: خلقت هدفدار انسان

نسخه عربی

جلسه ۲۰

5
  • پس از نقطۀ نظر فطری مطلب تمام است بر اینکه منظور از خلقت بشر رسیدن به غایت است، حالا یک عده به دنبال این حکم فطری نمی‌روند، نروند، به ما کاری ندارد، ما بحث منطقی نسبت به این مطلب را داریم، حالا یک عده به دنبال این مطلب نیستند. مثل اینکه فطرت بشر انسان را به وجود یک صانع راهنمایی می‌کند حالا یک عده انکار صانع را می‌کنند، خب پرده روی فطرت می‌اندازند، این به ما مربوط نیست و بما نحن فیه کاری ندارد. فطرت بشر انسان را به صداقت و امانت و عدم خیانت و عدم دروغ و امثالهم هدایت می‌کند، حالا یک عده می‌آیند پرده روی این می‌اندازند و خودشان را در این ستار قرار می‌دهند، این به جریان نفس الامری بحث و منطق کاری ندارد. فطرت بشر انسان را به عدم ظلم و به عدالت راهنمایی می‌کند حالا یک عده مرام آنها، مرام ظلم و خلاف عدالت باشد، این به اصل قضیه و فطرت مربوط نیست. بحث ما در باب ارتداد، این بحث با جهات نفس الامریۀ مسأله است که مسأله در چه محدوده‌ای هست و آزادی بشر در چه محدوده‌ای است؟ ما در این، بحث می‌کنیم، حالا یک عده نمی‌خواهند از این آزادی استفاده کنند، یک عده نمی‌خواهند بر طبق فطرت حرکت کنند، یک عده نمی‌خواهند، این به بحث ما در اینجا کاری ندارد.

  • پس بنابراین گفتیم که یکی از احکام فطرت، شوق رسیدن به کمال بر اساس اهدافی است که خداوند در فطرت انسان قرار داده و غایتی است که مترتب کرده، یعنی وقتی که فطرت انسان، این فطرت غایتی را برای خودش می‌داند که این غایت عبارت است از رسیدن به کمال و استعدادات، بر این اساس است که فطرت، انسان را راهنمایی می‌کند برای رسیدن به کمالات. حالا در اینجا شما می‌بینید گاهی اوقات اشتباه و خلط پیدا می‌شود، ما رسیدن به کمال را در رسیدن به علوم ظاهر می‌دانیم، این یک بحث دیگر است ولی در اینکه فطرت، مشوِّق برای ظهور استعدادت و به فعلیت رسیدن استعدادت است، در اینجا بین همه علی السواء است یعنی حتی آن کمونیست، حتی آن ملحد هم به دنبال به فعلیت درآوردن استعدادت خود هست، چرا می‌رود کتاب می‌خواند؟ چرا می‌رود درس می‌خواند؟ چرا می‌رود فلان اختراع را بکند؟ هی می‌خواهد استعدادت خود را به فعلیت درآورد و خود را از مرتبۀ جهل بیرون بیاورد به مرتبۀ علم. پس فطرت است که انسان را به این وادی سوق می‌دهد که کمالات را برای خود تحصیل کند.