جلسه ۱۹
4نظر اللَه عبداً سمع مقالتی فوعاها... بعد میرسند به اینجا که میفرمایند رب حاملِ فقه الی من هو افقه منه لا یقلُّ امرؤ مسلم بهذه الثلاث- البته من نقل به معنا میکنم- اخلاص العمل للله، النصیحة لائمة المسلمین و لزوم لجماعاتهم، پیغمبر در خطبۀ منی در حجة الوداع این سه مطلب را فرمودند.
سفیان به امام باقر یا امام صادق عرض میکند که دستور بدهید که اطرافیانتان قلم و دواتی بیاورند که من بنویسم! حضرت میگویند بیاورید به او بدهید. سفیان این خطبۀ پیغمبر را از زبان امام باقر یا امام صادق علیهما السلام میشنود و مینویسد. بعد خدا حافظی میکند و می رود. وقتی که میآید مصاحب،[شخصی که همراه] سفیان[بوده] رو می کند به او و میگوید دو مطلب در اینجا به نظر من رسیده:
یکی اینکه و النصیحة لائمة المسلمین، منظور پیغمبر کیست؟ آیا منظور پیغمبر معاویه و یزید است؟ آخر خود سفیان ثوری هم معاویه و یزید و اینها را قبول نداشته، آیا منظور معاویه و یزید یا عبدالملک مروان و هشام بن حکم است؟ اینها که نیستند، پس منظور از این ائمۀ مسلمین کیست؟ این یک مسأله.
مسألۀ دوم اینکه واللزوم لجماعاتهم، کدام یک از جماعات مورد نظر پیغمبر بوده؟ آن جماعت مرجئه که اصلاً فرض کنید که قائل به عدم صلاة و فلان و این حرفها هستند یا آن طائفۀ زیدیه؟ چون بسیاری از زیدیه و این افراد منحرف، دور سفیان ثوری جمع شده بودند، یا قدریه که قائل هستند به اینکه خدا، بلا اراده است در خلقش در عالم؟ یا اینکه...؟ شروع میکند این طوائفی که در آن زمان، در زمان امام باقر یا امام صادق علیهما السلام وجود داشتند و از نقطۀ نظر اینها، واضح البطلان بودهاند، برای سفیان ثوری میآید بیان میکند، منظور از و اللزوم لجماعاتهم اینهاهاست؟ سفیان ثوری میگوید اینها نباید باشند. میگوید پس بنابراین کیست؟ میگوید منظور باید خود جعفر بن محمد یا محمد بن علی باشد که حضرت این چیزها را دارد بیان میکند، خودش و این طائفه، حق است. سفیان ثوری وقتی که مجاب میشود از این [استدلال] و نمیتواند[آن را انکار کند،] آن کاغذی را که نوشته بوده پاره میکند و میریزد دور و میگوید لا تکلّم بِه احداً! این مسأله را به کسی نگو!

